دیوان فخر شیرازی/چشم مهر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| لیس و لا گو ها و هو | چشم مهر از فخر شیرازی |
اسرار وی |
| دیوان فخر شیرازی |
| عشق و رندی بود و مستی از ازل تقدیر ما | بر نتابد پنجهٔ تقدیر را تدبیر ما | |
| آنچه را دست قضا بر لوح امضاء نقش کرد | چون تواند محو کردن خامهٔ تصویر ما | |
| ما هوس ناکان رخ عشقش کی آرائیم کی | ننگ دارد حسن او از غازهٔ تذویر ما | |
| بعد از این ما و سر کوی جنون در عاشقی | گر نگیرند از جهالت عاقلان زنجیر ما | |
| در دل سختت ندانم از چه تاثیری نکرد | گریهٔ بیگاه و گاهی نالهٔ شبگیر ما | |
| سر نپیچم از کمندت گر زنی ما را به تیغ | میبری بیهوده رنج اندر پی تسخیر ما | |
| ای کمان ابرو کمند زلف را بگشا گره | چونکه آسان نیست کرد صید دگر نخجیر ما | |
| چون صلاح کار ما اندر خرابی دیده اند | در خرابی کوش و بگذر ای دل از تعمیر ما | |
| نیست بالاتر گنه زین هستی پستی گرای | در بر جانان چه میپرسی تو از تقصیر ما | |
| آنکه دارد بر سگان کوی سلمی چشم مهر | گو خدا را پیش ایشان کم مکن توقیر ما | |
| فخر اگر دم در کشد شاید ز شرح اشتیاق | دیگر این مطلب کجا و قوت تقریر ما |
***