(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| باز دل از کف من برد سر زلف نکوئی |
|
باز آتش به دل سوخته زد مشعله خوئی |
| من که در عشق تو زنجیر گسستم غم هجرت |
|
آن چنان کرد ضعیفم که توان بست به موئی |
| تا ز بوی تو دگر باره شوم زنده به خاکم |
|
آورد کاش صبا از سر زلفین تو بوئی |
| گر نمازیت بباید که کند دوست قبولش |
|
باید از خون دل خویشتنت کرد وضوئی |
| صورت دوست در آئینۀ دل نقش نبندد |
|
تا که آن آینه از نقش به جز دوست نشوئی |
| دم جان بخش مسیح است و یا لعل لب دوست |
|
ید و بیضای کلیم است و یا لمعۀ روئی |
| روی خلقست تمامی بسوی کعبه ز هر سو |
|
نیست جز کعبۀ کوی تو مرا روی به سوئی |
| در بر روی چو خورشید تو خورشید چو شمعی |
|
در خم زلف چو چوگان تو دلهاست چو گوئی |
| صحبت ما و تو چون صحبت پروانه و شمعست |
|
الفت ما و تو چون الفت سنگی و سبوئی |
| سرّ دلدار همان به که نهان ماند ز اغیار |
|
نکته ای گویمت ار با کسی اش باز نگوئی |
| چون تو یاری و بود یار تو اندر طلب او |
|
آنچه از خویش توان جست ز بیگانه چه جوئی |
| بیدل این منزلت از بهر شهان نیست میسر |
|
شکوه از بخت چه داری نه غلام در اوئی |
M rastgar ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۱، ساعت ۱۸:۱۴ (UTC)