(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| صد زخم فزون خوردیم از دست گران جانی |
|
مائیم و دل مجروح آن هم به تو ارزانی |
| تیر تو نهان از خلق بس راز تو با دل گفت |
|
آری سخن دلدار گویند به پنهانی |
| دل خون شد و جان بر لب آمد ز غم هجرت |
|
نه حوصله و صبری نه قوت افغانی |
| تا چند غمین داری ما را که گشاید دل |
|
ای سخت کمان آخر از غنچۀ پیکانی |
| حاشا که پری خوانم یا حوری فردوست |
|
مأنوس تر از اینی مطبوع تر از آنی |
| معنی که جمالت راست در لفظ نمی گنجد |
|
کین صورت جسمانی وان معنی روحانی |
| بس ماهروخان دیدم روی تو پسندیدم |
|
هستند همه صورت تو معنی انسانی |
| نه روح به این لطفست نه جسم به این خوبی |
|
مطلوبتر از جسمی محبوبتر از جانی |
| عشق تو به دل ره جست بسیار عجب باشد |
|
در خانۀ درویشی آن حشمت سلطانی |
| آن خال چو هندویت دین و دل عالم برد |
|
با کفر چنین داری دعوای مسلمانی |
| هر سو به تماشایت بر پا شده غوغائی |
|
مدهوش جمالت خلق از غایت حیرانی |
| یا خلق همی باید چشم از تو بپوشانند |
|
یا همچو پری از خلق تو چهره بپوشانی |
| از خشم که برخیزی بس شور که برخیزد |
|
وز لطف چو بنشینی بس فتنه که بنشانی |
| یا محو کن از خاطر سودای سر زلفش |
|
یا شکوه مکن ای دل دیگر ز پریشانی |
| جز نام شهش بیدل نبود به زبان هرگز |
|
گاهی به دعا گوئی گاهی به ثنا خوانی |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۱۲ (UTC)––––