(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| جان اسیر خم گیسوی بت خود رائی |
|
دل گرفتار غم دلبر بی پروائی |
| در دل تنگ ندانم که چسان جای گزید |
|
دل کم از قطره و افزون غمش از دریائی |
| در دلم بود که سر در قدمت سایم لیک |
|
چون تو بینم نکنم فرق سری از پائی |
| بخت چون نیست موافق چه کنم با گردون |
|
چون ز تن هاست زیان چاره به جز تنهائی |
| خاطر از صحبت یاران مخالف افسرد |
|
ای خوشا همنفسی و طرف صحرائی |
| دارم امید که برد غم ز دل دشمن و دوست |
|
رحم آرد به دل خستۀ غم فرسائی |
| مدعی گفت گدائی تو و یار آتش خواست |
|
آب خود میبری و باد همی پیمائی |
| گفتمش ذرّه طلبکار رخ خورشید است |
|
خود کم از ذرّه نیم در طلب بیضائی |
| بیدل اندر طلب دوست میاسای دمی |
|
جهد کن بو که سری بر کف آن پا سائی |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۰۹ (UTC)––––