(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| روزم شد از فراق رخش همچو شب سیاه |
|
بی آن جمال گشت به چشمم جهان سیاه |
| گفتم که بی گنه کشم هجر یار گفت |
|
بی دوست زنده مانده ای اینت بود گناه |
| بار غم تو میبرد این جان ناتوان |
|
در حیرتم چگونه کشد کوه برگ کاه |
| بر من جفا ز دلشدگان بیشتر کنی |
|
دانی که از تو داد نیارم به دادخواه |
| از یک نگاه کام دلم حاصل و اجل |
|
فرصت نداد تا که کنم بر رخت نگاه |
| برخاست آتشم ز دل ای دیده همتی |
|
ور نه جهان تمام بسوزم ز برق آه |
| با آفتاب روی او شب تار روشنست |
|
آنجا که روی تست چه حاجت به مهر و ماه |
| هر لحظه شاه حسن او پی تسخیر ملک دل |
|
در پیشگاه دیده دهد عرضۀ سپاه |
| گاهی کمند افکند از گیسوان به دوش |
|
گاهی کمان کشد ز دو ابرو بروی ماه |
| تا دل برد ز دست که این ترک مست |
|
بر رخ شکست طرّه و بنهاد کج کلاه |
| چشمش بریخت خون دل آری شگفت نیست |
|
گر خون خلق ریزد آن ترک دل سیاه |
| گر خود نباشدم سر تسلیم چون کنم |
|
من بندۀ ضعیف و تو قوی پادشاه |
| بیدل ز دوست شکوه به دشمن نمیکنم |
|
دیریست کز تو من به تو آورده ام پناه |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۰۱ (UTC)––––