(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| غلام خویش خواندم عشق و زان منت به جان دارم |
|
چه غم دارم چه کم دارم که ملک جاودان دارم |
| دلم فارغ ز هر غوغا سرم آسوده از سودا |
|
نه چون بربط خروشم هست و نه چون نی فغان دارم |
| بسوزد شعله اش کون و مکان را گر کشم آهی |
|
از آن آتش که در دل از غم عشقش نهان دارم |
| نه غیر از عشق میگویم نه جز معشوق میجویم |
|
نه ذوق این جهان دارم نه شوق آن جهان دارم |
| هر آن کو دوست میخواهد نخواهد دنیی و عقبی را |
|
به حمدلله که در عشقت نه این دارم نه آن دارم |
| ز تن می بایدم رستن به یار خویش پیوستن |
|
چرا باشم درین زندان که جا در لامکان دارم |
| ز کف دادم هم اول روز من سرمایۀ هستی |
|
نه بر سودی کنون امید و نه بیم از زیان دارم |
| بود دمساز چون یارم دمادم باشدم عیشی |
|
بود چون دوست غمخوارم چه بیم از دشمنان دارم |
| زمانه گر چه بشکستم به یاد لعل او مستم |
|
جهانم پیر کرد از غم ولی بخت جوان دارم |
| سخن کوتاه کن بیدل که آمد پیک جانانم |
|
نثار مقدمش را من به کف نقد روان دارم |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۳۶ (UTC)––––