(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| تا جدا دل ز تو ای درّ یتیم افتاد است |
|
از غم هجر صدف وار دو نیم افتاد است |
| زلف هندوی تو تعویذ دل سوخته بود |
|
بی وی از خشم بد دهر سقیم افتاد است |
| بود یک چند دل آسوده ز سودای غمت |
|
باز اندر سرش آن شور عظیم افتاد است |
| این نه خال است بر آن عارض زیبا که بود |
|
نقطۀ مشک که بر صفحۀ سم افتاد است |
| وین نه زلف است که بر چهرۀ تابان داری |
|
کان سیاهی است که در کعبه مقیم افتاد است |
| بود چون کوه گرانم دل و اکنون ز غمش |
|
همچو کاهی است که در دست نسیم افتاد است |
| گله فخر از تو ندارد که ترا یار نواست |
|
از چه گوید ز نظر یار قدیم افتاد است |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۲:۲۱ (UTC)