جمهوری اسلامی بزرگترین فاجعه قرن

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۵ توسط Bellavista1 (گفتگو | مشارکت‌ها) (اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
قانون اساسی مشروطه چارچوب قانونی آینده کشور و ملت ایران مفهوم آتش زدن سینما رکس آبادان برای ایرانیان

چگونه روزنامه کیهان و اطلاعات حکومت اسلامی را در ایران جا انداختند

پایه‌های قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران


کشور ایران با بزرگترین بحران اقتصادی تاریخ کهن اش روبرو است. در جایی که ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای روی کره زمین است. در پهرست بین المللی تولید ناخالص داخلی ایران در جایگاه هجدهم بالای سویس و ترکیه قراردارد این بدان چم است که کشور ایران باید در گروه کشورهای گ – ۲۰ باشد. گروه گ – ۲۰ گروهی است که از مهمترین کشورهای اقتصادی تشکیل شده است. گ – ۲۰ رویهم رفته بیش از ۸۵٪ تولید ناخالص داخلی دنیا را تولید می‌کنند و ۷۵٪ بازرگانی جهانی را در دست دارد. پرسش این است که چرا کشور ایران یکی از هموندان گروه – ۲۰ است. ما می‌توانیم با اطمینان بگوییم که اگر ایران شاهنشاهی داشتیم کشور ایران هموند گروه گ – ۲۰ می‌بود. حتی با اطمینان می‌توان گفت که گ – ۲۰ در تهران گردهمایی می‌داشت. پرسش در واقع این است که چرا در ایران شاه نیست؟ شاهنشاه ما کجاست؟ چه بر سر شاهنشاهی ما آمده است؟

همه ما می‌دانیم که ایرانیان ملتی صلح جو می‌باشند و سیاست آریامهر این بود که با همه همسایگان روابط دوستانه داشته باشیم و با همه کشورهای دنیا روابط خوب و نزدیکی برقرار سازیم . اینکه در ایران امروز شاهنشاه نیست نمی‌تواند بدین دلیل باشد که کشوری در دنیا از سوی ایران تهدید شده بوده باشد. کسانی که احساس خطر کردند و خود را در تهدید شده می‌دیدند اسلامیون و چپی‌ها بودند. آریامهر شاهنشاه ایران این دو گروه را ایتلاف سرخ و سیاه نامیدند. سرخ‌ها در ایران گروه‌های ترور راه انداختند و خود را مبارزان راه آزادی خواندند. سیاه‌ها با خمینی مردی را یافتند که قول‌های گنده گنده می‌داد. همه ما به این قول‌های اتوبوس مجانی و خانه مجانی و آب و برق مجانی آشنایی داریم و گنده‌ترین قول پرداخت هفصد تومان به در خانه برای هر یک از اعضای خانواده بود.

رویای همه ایرانیان یعنی داشتن درآمد بدون کار کردن با آمدن خمینی قرار بود به واقعیت بپیوندد. از کویت شنیده بودند که دولت کویت برای هر نوزادی یک دفترچه پس انداز می‌گشاید و آنگاه که آن نورسیده هجده ساله شد دفترچه پس اندازش را از دولت می‌گیرد که در آن یک میلیون دلار گرد آمده است. پول نفت می‌بایستی که این را ممکن سازد که هر ایرانی که هجده ساله شود میلیونر نیز بشود بدون این که انگشتش را تکانی بدهد و زحمتی بکشد. تنها هزینه‌ای که باید ایرانیان می‌پرداختند این بود که شاه خود را از کشور برانند.

ملایان برای اینکه نمی‌توانند حساب کتاب کنند شناخته شده هستند بدین روی شانس آوردند که در سال‌های هفتاد میلادی ماشین حساب در دست همه بود. در این زمان هر کودکی می‌توانست با ماشین حسابش حساب کند که چه زود یک ایرانی میلیونر می‌تواند بشود. در این زمان هر کودکی می‌توانست شمار بشکه‌های نفتی که صادر می‌شد را صربدر بهای نفت آن زمان بنماید و تقسیم بر جمعیت ایران بنماید. شمار دقیق جمیعت نیز در سرشماری مرکز آمار و جمعیت ایران نیز حساب شده بود و بهای هر بشکه نفت نیز هر روز در روزنامه‌ها به آگاهی می‌رسید. تبی فراگیر شده بود و هر کسی یک ماشین حساب در جیب داشت که می‌توانست حساب کند که چقدر درآمد امروزش از فروش نفت بوده است. آیا نفت ملی نشده بود؟آیا پول نفت به ملت ایران تعلق نداشت؟ درست است نفت ملی شده بود و درآمد نفت مال ملت بود. آیا خمینی قول نداد که پول نفت را هر روز به هر ایرانی تحویل دهد؟ پول نفت کجاست؟

اینکه پول نفت به آموزش رایگان و دادن پول دستی به دانشجویان هزینه می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت برای بهداشت و درمان رایگان برای ملت ایران هزینه می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت برای تغذیه رایگان در دبستان‌ها و شیرخوارگاه و مادران باردار تا دو سال هزینه می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت ویژه برنامه‌های عمرانی می‌شد و در سراسر کشور راه و جاده و راه آهن و خانه سازی می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت برای پیشبرد فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران هزینه می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت در شورای اقتصاد با بودن کارشناسان اقتصاد برای عمران و پیشرفت و پیشبرد و صنعتی شدن ایران هزینه می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت. اینکه پول نفت در برنامه‌های عمرانی برای زیست بوم و کشاورزی و دامپروری و بیشتر کردن منابع آب و عمران روستایی و عمران شهری و تامین و رفاه اجتماعی و تربیت بدنی و هزاران برنامه دیگر در سراسر کشور ریخته می‌شد کسی هیچ ندید و هیچ نگفت.

امروز در ایران شاهنشاه نیست و شورای اقتصاد نیز وجود ندارد و این بدان چم است که ایران به همان کشور عقب افتاده جهانی سومی سقوط کرده است. شاهنشاه ایران از ایران رفت و ملت ایران هنوز چشم به راه دریافت پاکت پر از پول سهمشان از پول نفت می‌باشند. نه تنها پولی به کسی داده نشد بلکه آنچه را هم که رایگان بود پولی شد و همه سوبسیدها نیز برداشته شد رویای میلیونر شدن برای همه ایرانیان به حقیقت پیوست دلار هفت تومانی در زمان شاهنشاه امروز ۳۰ هزار تومان شده است. کسانی که در بانک‌ها پس انداز کرده‌اند پول خود را از دست خواهند داد. یعنی رقم در حساب همان است ولی قدرت خریدی برای آن پول نمی‌ماند و هر روز کمتر می‌شود.

زمانی که در زمان شاهنشاهی ایران با همه همسایگان پیوندهای دوستی تنگا تنگ داشتیم امروز جمهوری اسلامی با همه همسایگان کشور پهناور ایران می‌جنگد و این جنگ هزینه‌های میلیاردی دارد.

فرزندان آخوندها خود از همه بهتر می‌دانستند و می‌دانند که حکومت آخوندی آینده‌ای ندارد. بدین روی همه به خارج می‌روند و میلیاردها دلار با خود می‌دزدند و در کشورهای غربی زندگی می‌کنند و از همه مزایا و آزادی‌های که زندگی در غرب به همراه دارد بهره مند می‌شوند و لذت می‌برند. ایرانیان باد در کشور خود هستند و باید باید راهی برای زنده ماندن بیابند. هر ایرانی دو یا سه شغل دارد اما می‌دانیم که این نیز بسنده نخواهد کرد و در همین سال ۲۵۸۱ شاهنشاهی این استراتژی شکست خواهد خورد حتی با ده شغل نمی‌توان هزینه زندگی در ایران را تامین کرد. با نگاهی به ارقام و وضعیت اقتصادی به جایی خواهیم رسید که دیگر نمی‌توان ادامه داد. پیوسته از ایرانیان می‌شنویم که ما چشم به راه مرگ رهبر هستیم. مرگ رهبر وضعیت را بهتر نمی‌کند. وضعیت زمانی رو به بهی می‌گذارد که حکومت اسلامی برود.

گروه‌های خاین به ایران که این وضعیت را بوجود آوردند نیز منتظر مرگ رهبر نشسته‌اند. مصدقچیان همان جبهه ملی خاینین بی شرم به نام ملیون در ایران دم و دستگاهی دارند. پان ایرانیست‌ها همواره خاین بوده‌اند و هستند و در ایران حزب دارند و آزادانه پیام می‌فرستند و جلوی خوابگاه‌های پناهنده‌ها کشیک می‌کشند و جوانان سرگردان را به سوی خود می‌کشند تا جایی که به مشروطه خواهان توهین می‌کنند و کتک کاری می‌شود. مجاهد و چریک و توده‌ای و دیگر مزدوران همه رادیو و تلویزیون و فیس بوک و گروه‌های فیس بوکی و تلگرام و توییتر و اینستاگرام و بسیار فعال هستند. وظیفه یا به پارسی خویشکاری ملت ایران است که برای جهانیان روشن سازد که یک حکومت در ایران آینده وجود خواهد داشت و آن حکومت مشروطه شاهنشاهی است. این خویشکاری ملت ایران است که قانون اساسی مشروطه را بیاموزند و سدایش را بلند کنند و فریاد برآورند که خواهان برقراری مشروطه شاهنشاهی هستند.

اگر بگوییم خواهان حکومت شاهنشاهی می‌باشیم و پرسیده شود چرا؟باید پاسخ آن را داشته باشیم. برای نمونه ایران شاه نیاز دارد زیرا که شاه تنها گارانتی است که کسی نگاهبان ملت ایران است. شاه گارانتی است که جنگ نشود شاه گارانتی است برای اینکه پول نفت برای عمران کشور و رفاه ملت ایران سرازیر شود و نه به جیب ملایان سرازیر شود. شاه گارانتی است که کودکان ایران دوباره در مدرسه‌ها به رایگان بیاموزند و خوراکی نیز داشته باشند. کارگران هر ماه دستمزد خود را دریافت دارند و کشاورزان مزرعه‌های خود را بکارند و درو کنند و فرآورده هایشان خریداری شود. شاهنشاه گارانتی است که این برنامه بیهوده اتم را پایان دهد و با این کار همه تحریم‌ها برداشته شود. شاهنشاهی گارانت است که ایران دوباره در پهرست ملت با احترام جهان درآید. و شاهنشاه ایران گارانت است که کشور ایران به هموندی گ – ۲۰ در آید. با این معیارها پول ایران دوباره پایدار می‌شود و ارزش می‌یابد.

آنچه که گفته شد قول‌های پوچ مانند وعده‌های خمینی نیست بلکه همه اینها می‌تواند شتابان به حقیقت بپیوندد. مرد م ایران می‌باید در این راه بکوشند که رهبر گورش را گم کند و پادشاه ایران بر تخت شاهنشاهی بنشیند.

پایان حکومت اسلامی و برقراری حکومت مشروطه شاهنشاهی همه دشواری‌ها و بدبختی‌های کشور ایران را حل می‌کند.

ملت اوکراین نشان دادند که چه باید کرد تا دشمنی که تصور می‌رفت شکست نادذیر است در هم شکنند. پوتین پنداشت که با ارتش بزرگ روسیه می‌تواند در یک هفته کیف را اشغال کند و دولت را برکنار کند و دولت پشتیبان روسیه را را بر سر کار آورد که با پوتین در دست کار کنند. این دولت نوین می‌بایستی که اوکراین را بخشی از روسیه سازد. اما ملت اوکراین خود را مسلح کردند و علیه این تجاوز به خاک اوکراین برخاستند کار بدانجا کشید که ارتش نیرومند روسیه از منطقه واپس نشیند . اکنون پوتین هدفش را دگرگون ساخته است به جای اینکه همه اوکراین را ضمیمه روسیه کند به دو منطقه لوهانسک و دونتسک بسنده کرده است. و می‌خواهد که کریدوری میان لوهانسک و دونتسک با جزیره کریمه باز کند. پس از یک هفته به نظر می‌آید که در این نقشه نیز شکست خورده است. هنوز در ماریو پل جنگ ادامه دارد با اینکه ارتش روسیه پیروزی در ماریو پل را اعلام داشته استتنها چیزی که ارتش بزرگ روسیه می‌تواند انجام دهد این است که به آپارتمان‌ها و منطقه‌های زندگی مردم شلیک کند و مردم بیگناه را بکشد.

ملت اوکراین چه کردند که چنین ارتش روسیه را به زانو درآورند و بازایستادند. مردم اوکراین خود را مسلح کردند و آموزش نظامی دیدند. زنان و مردان اوکراین را مشاوران نظامی پشتیبانی کردند و آموزش دادند و ملت اوکراین اسلحه به دست گرفتند و آموختند که چگونه شلیک کنند. آنان نیز می‌توانستند بگویند برویم به دریای سیاه و تعطیلات خود را بگذرانیم. اما به جای تعطیلات آموزش دیدند که چگونه از میهن خود دفاع کنند. آنچه ملت اوکراین انجام دادند سبب شگفتی و تحسین دیگر ملت‌ها شد. دولت‌های غربی می‌گویند که پوتین نباید برنده این جنگ باشد. و بدین سان ناممکنی و ناشدنی ممکن شد یعنی اوکراین کوچک ارتش بزرگ روسیه را شکست می‌دهد.

این معجزه را نیز ایرانیان می‌توانند به انجام برسانند.

روان رضا شاه را شاد سازیم رضا شاه به جهانیان نشان داد که ایرانیان به ناممکن‌هایی می‌توانند دست یابند. رضا شاه از هیچ ارتش ساخت

روان محمدرضا شاه پهلوی آریامهر را شاد سازیم. پادشاهی که از یک کشور عقب افتاده و فقیر یک بهشت ساخت. به جهانیان نشان دهیم که ما ایرانیان نیز می‌توانیم معجزه گر باشیم.