بیانات نیکلای پادگورنی صدر هیات رییسه شورای عالی شوروی پس از گشایش شاه لوله سراسری گاز ایران در میهمانسرای آستارا ۶ آبان ماه ۱۳۴۹
بیانات نیکلای پادگورنی صدر هیات رییسه شورای عالی شوروی پس از گشایش شاه لوله سراسری گاز ایران در میهمانسرای آستارا ۶ آبان ماه ۱۳۴۹
اعلیحضرتا
دوستان محترم
پیش از همه میخواهم از اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران از صمیم قلب برای دعوت در آیین گشایش شاه لوله گاز ایران سپاسگزاری کنم و هم چنین میخواهم از اینکه توفیق داشتیم امروز با اعلیحضرت همایونی و نیز پایوران سیاسی ایران در اینجا دیدار کنیم، ابراز خرسندی نمایم. امروز پروژه مهمی در زندگی ملت ما به حقیقت پیوست. شاه لوله گاز سراسری ایران گشایش یافت و بدین سان، یک رشته پولادین از همکاریهای ثمربخش ما را به یکدیگر پیوند داد. برای من جای بسی خوشوقتی است که با دیدار امروز به یاد دیدارها و پذیراییهای گرم ملت ایران در دیدارهای پیشین خود از ایران و دیدارهای گذشته با اعلیحضرت همایون شاهنشاه میافتم. هم چنین برای من جای خوشوقتی بسیار است که در گفتگوهای پیشین در باره روابط دو کشور و آینده این روابط گفتگو کردیم و من اکنون تمام این مطالب را با کمال خوشوقتی به یاد میآوردم. من در اینجا یادآور میشوم که همکاری ما و دورنمای آن که بخش مهمی از آن انجام یافته است راه را برای همکاریهای بیشتر در آینده باز میکند.
اعلیحضرتا
من نه تنها با شما درباره مسایل دو جانبه گفتگو کردهام بلکه درباره مسایل بین المللی یعنی مسایلی که مورد نظر ایران و شوروی است نیز گفتگو کردیم. در آن هنگام درباره نزدیکی در برخی از مسایل بین المللی هم عقیده بودیم و عقایدمان در زمینهها مشابه و نزدیک است اما من باید آشکارا بگویم که تماسهای شخصی در کلیه سطخها به تطبیق روشهای ما کمک بسیار میکند، هر چند ممکن است این روشها همیشه یک نواخت نباشد اما باید بگویم که ما نه فقط در روابط دو جانبه در رشتههای سیاسی، اقتصادی و بازرگانی بلکه در مسایل مهم بین المللی در یک ردیف گام برمیداریم و این امر نه تنها برای ما بلکه برای ایران نیز سودمند است. هم چنین باید بگویم که شرایط بسیار خوبی حاکم بر مناسبات دو کشور است و حسن همجواری موجود و دورنمای آن بسیار خوب است و آینده بسیار خوبی در پیش داریم. پروانه دهید در پایان سخنان خویش تندرستی شاهنشاه و ملت ایران را آرزو کنم.
پس از پایان ناهار، حضرت نیکلای پادگورنی ماکت جالبی از تاسیسات عظیم شاه لولوه گاز سراسری ایران را به پیشگاه شاهنشاه آریامهر فراداشت. شاهنشاه آریامهر نیز نمونهای از کاوشهای باستان شناسی در املش مربوط به دو هزار و پانصد سال پیش را که یک کبوتر سفالین بود به حضرت پادگورنی پیشکش کردند. رهبران دوکشور ساعت ۱۵ زیر چادر در میهمانسرای شهرستان آستارا گفتمان پیرامون مسایل مشترک و مورد علاقه دو کشور نمودند. در این گفتگوها از کشور ایران هویدا نخست وزیر، دکتر منوچهر اقبال رییس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران، ظلی معاون سیاسی وزارت امور خارجه، میرفندرسکی سفیر شاهنشاه آریامهر در اتحاد شوروی، و از کشور شوروی علی اسماییلوویچ ابراهیم اوف رییس شورای وزیران جمهوری آذربایجان شوروی، الکسی کریلیوویچ کارتونف وزیر صنایع گاز، سیون اسکاچکف رییس کمیته دولتی برای روابط بازرگانی خارجی، آندره اسمیرنف معاون وزارت امور خارجه و آقای یروفیف سفیر اتحاد شوروی در دربار شاهنشاهی شرکت داشتند.
گفتگوهای شاهنشاه و حضرت نیکلای پادگورنی یک ساعت و ده دقیقه به درازا کشید و شاهنشاه و میهمان والاجاه ایران در میان پسواز پر شور مردم آستارا با خودروی روباز با تکان دادن دست و پاسخ به شور و هیجان مردم به پل رودخانه مرزی تشریف فرما شدند. در اینجا دسته موزیک نیروی دریایی شاهنشاهی سرود ملی شوروی و سپس سلام شاهنشاهی را نواخت و گارد احترام احترامات نظامی را به جای آورد و شاهنشاه آریامهر و نیکلای پادگورنی از برابر گارد احترام گذشتند. شاهنشاه آریامهر و حضرت پادگورنی در جای خط مرزی دو کشور، دست یکدیگر را به گرمی فشردند و صدر هیات رییس شورای عالی اتحاد شوروی با ابراز خوشوقتی دوباره از دیدار و گفتگو با شاهنشاه ابراز امیدورای کردند که شاهنشاه و شهبانو در آینده نزدیک از کشور شوروی دیدن کنند. شاهنشاه نیز در مقابل ابراز امیدواری کردند که به زودی به دیدار ایشان و سایر رهبران شوروی را در آن کشور بیایند.
حضرت صدر هیات رییسه شورای عالی اتحاد شوروی آنگاه بار دیگر دست شاهنشاه را به گرمی فشردند و به خاک شوروی گام نهادند، اما پس از برداشتن چند گام در خاک شوروی هنگامی که از سوی پایوران و ساکنان مرزی شوروی پیشباز میشدند، به خاک ایران بازگشتند و دسته گلهایی را به ایشان فراداشته شده بود را با شادی زیاد از سوی مردم شوروی به شاهنشاه ایران پیشکش نمود. در این هنگام چند بانوی جوان از مردم شوروی نیز که از دیدار شاهنشاه ایران در منطقه مرزی کشور خود به هیجان آمده بودند با دسته گلهایی که در دست داشتند به خط مرزی ایران و شوروی شتافتند و دسته گلها را به شاهنشاه فراداشتند. دستهای شاهنشاه پر از گل شده بود و بار دیگر شاهنشاه و پادگورنی دست همدیگر را به گرمی فشردند و پادگورنی با خودرو به خاک کشورش بازگشت.