مصاحبه علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی با سردبیر هفته‌نامه اطلاعات بانوان در آستانه نوروز ۱۸ اسفند ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۴۹ توسط Bellavista1 (گفتگو | مشارکت‌ها) (added Category:مصاحبه‌های شهبانو فرح پهلوی using HotCat)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


در آستانه نوروز، علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران، همکار ما خانم پری اباصلتی سردبیر مجله اطلاعات بانوان را به حضور پذیرفتند و در مورد مسائل مملکتی و همچنین در مورد ساعت‌هایی از زندگی خصوصی خویش مطالب ارزنده و جالبی بیان فرمودند که در زیر مطالعه می‌کنید.

سالی که گذشت، از دیدگاه تاریخی، یک سال استثنایی بود. سالی که به بزرگداشت ۵۰ سال سلطنت پربار پهلوی اختصاص داشت. به این خاطر، با طرح این سئوال، گفتگو آغاز یافت:

پری اباصلتی: علیاحضرتا، اینک که پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی به پایان می‌رسد و در آستانه یک سال جدید قرار داریم، استدعا دارم در مورد بزرگداشت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی و برنامه‌هایی که اجرا شد، نظر خود را ابراز فرمایید.

شهبانوی ایران فرمودند: پنجاهمین سالگرد فرصت مناسبی برای نگاه به آنچه ایران در ۵۰ سال پیش بود، فراهم آورد و این فرست را هم پیش آورد که مروری بر آنچه در طی یکی دو دهه اخیر در همه زمینه‌ها نصیب مردم شده است، صورت گیرد. گروه‌های مختلف مردم فرصت یافتند که با تاریخ ۵۰ سال اخیر کشور خود بیشتر آشنا شوند و این همیشه برای هر ملتی لازم است بداند چه بوده و چه شده است. آنچه امروز برای ما مهم است، ممکن است برای فرزندان ما در چند سال آینده اهمیتی نداشته باشد. برنامه‌هایی که برای بزرگداشت ۵۰ سال سلطنت پهلوی اجرا شد، فرصتی برای مقایسه فراهم آورد که مردم بدانند چه چیزهایی را حالا دارند و در ۵۰ سال پیش نداشتند و چقدر کار انجام شده تا قدر دست‌آوردها را بیشتر بدانند و این مقایسه، چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فردی، اهمیت فراوانی دارد. از برنامه‌هایی که در طول سال گذشته برگزار شد، ترتیب دادن نمایشگاه‌های مختلف در سراسر کشور بود که برای تمامی مردم خیلی جالب بود، چون آن‌ها را از نزدیک با تحولات این چند سال آشنا می‌کرد، بخصوص نمایشگاه بزرگ تهران که برای اولین بار مردم را با همه مسایل مملکتی از نزدیک آشنا می‌کرد. آنچه در نمایشگاه ارائه شد به گونه‌ای بود که هیچ چیز پوشیده نبود. به اعتقاد من، هیچوقت، هیچ چیز نباید از مردم پوشیده بماند. در طی این سال، هر استان و هر گروه برنامه‌هایی داشتند که هر یک در حد خود جالب و ارزنده بود. کتاب‌هایی نیز در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی منتشر شده که سیمای کشور را در ۵۰ سال اخیر تصویر کرده است. به تأکید باید گفت، هر ایرانی باید بداند که چه بوده‌ایم و چه شده‌‎ایم... و آئین بزرگداشت ۵۰ سال سلطنت پهلوی در تحقق این امر نقش ثمربخشی داشت.

پری اباصلتی: شاهنشاه آریامهر، در مراسم سالروز برپایی حزب رستاخیز ملت ایران، در فرمایش‌های خود به تمدن بزرگ و اینکه ما هنوز در راه رسیدن به دروازه‌های آن‌ها هستیم، اشاره فرمودند. به این خاطر نظر شهبانوی ایران را، با طرح این سئوال، در این زمینه جویا شدم. چون یک سال دیگر به دروازه‌های تمدن بزرگ نزدیک شده‌ایم، چنانچه ممکن است علیاحضرت درباره آنچه در سال‌های آینده بیشتر باید مورد عمل و اجرا قرار گیرد، مطالبی بیان فرمایند و نیز، در صورت امکان، ویژگی‌ها و مشخصات تمدن بزرگ را تعیین فرمایند.

شهبانو: منظور از تمدن بزرگ و اشاره اعلیحضرت به اینکه ما به سوی دروازه‌های تمدن بزرگ گام برمی‌داریم و در فاصله زمانی که تعیین فرموده‌اند به آن خواهیم رسید، این است که زندگی هر ایرانی از آغاز تولد تا پایان عمر تأمین شود. یعنی، از لحاظ بیمه‌های مختلف، دست یافتن به آموزش، اشتغال، برخوردار بودن از بهداشت، بهره‌گیری از اوقات فراغت، مسکن و مسایل کشاورزی و اقتصادی و سایر زمینه‌‎ها امکانات مساوی برای همگان وجود داشته باشد و همه بتواند از یک رفاه نسبی برخوردار شوند. این نیز با همکاری و مشارکت مردم امکان‌پذیر خواهد بود. لازم است پایه‌های محکمی برای توسعه اجتماعی گذاشته شود و بر روی این پایه‌های محکم، اجتماع بهتری بسازیم. البته، راه حل‌ها بسیار است و گزینش آن‌ها نیز بستگی به دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده دارد که نحوه عمل و اجرا را تعیین می‌کند. مشارکت و همکاری مردم نیز در این رهگذر، ضرورتی تردید ناپذیر دارد. برای پیاده شدن این راه حل‌ها، برنامه‌ها تنظیم شده و پی‌ریزی‌های مداوم صورت گرفته است، اما تحقق آن به کار این دو گروه- دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده و مردم- بستگی دارد. آنچه به عقیده من خیلی مهم است، آموزش در همه سطوح است. آموزش تربیت نیروی انسانی که چه در مدارس حرفه‌ای و چه در دانشگاه‌ها، در زمینه‌های مختلف صورت گیرد. برنامه زیربنایی در زمینه‌های اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و از این قبیل طرح‌ریزی شده و سیاست‌های روشنگر آن نیز، معلوم است. از جمله، از دیدگاه کشاورزی، هدف خودکفایی در مورد فرآورده‌های کشاورزی است. اما، به تأکید باید گفت که اجرای هر چه بهتر برنامه‌ها در گروی مشارکت مردم است. شهبانو افزودند: در این زمینه مسئله هویت ملی هم مطرح است که تکیه بر فرهنگ و سُنّت‌های خودمان دارد. متأسفانه، آنچه بسیاری از افراد ما از فرهنگ غرب و یا توسعه به گونه غربی یادگرفته‌اند، مصرف زیاد و بی‌رویه است و در نیافته‌اند که باید همگام آن، تولید بیشتر هم داشت. در ضمن، توجه داشته باشید که، منظور از تمدن بزرگ به اعتقاد شاهنشاه و من، فقط توسعه مادی جامعه نیست، توسعه فرهنگی و اقتصادی نیز که از راه آموزش و گسترش حس مسئولیت و مشارکت در مردم پدید می‌آید نیز، مورد نظر است.

  • شهبانوی ایران روی «آموزش» که در این جا اشاره فرمودند، تأکید فراوان دارند و در فرصتی آن را بیان می‌فرمایند. در مقاله اخیر خودشان در مجله «دو جهان» چاپ پاریس نیز، روی آن تأکید فرمودند. به این خاطر، سئوال کردم: در مورد چگونگی اجرای این آموزش در کشور ما نظر علیاحضرت چیست؟

شهبانو: اجرای برنامه‌های آموزشی ما با دو وزارت آموزش و پرورش و علوم و آموزش عالی و همچنین سازمان پیکار با بیسوادی است. این کار به گونه‌ای باید صورت گیرد که تمام گروه‌های لازم را در پوشش خود قرار دهد و به خصوص کسانی را که به اصطلاح «واجب‌التعلیم» هستند، فرا گیرد. در این زمینه، هم کیفیت و هم کمیت آموزش مطرح است و چگونگی راه‌هایی که برای آموزش برگزیده می‌شود، لازم است یک بازنگری در محتوای آموزشی صورت گیرد و کمیت و کیفیت کار مورد ارزیابی قرار گیرد و کمبودها مشخص شود. همزمان با آن، تلاش شود حس اعتماد و ایمان و فداکاری هر چه بیشتر در معلمان، که فرزندان کشور را آموزش می‌دهند، ایجاد شود. ترتیبی باید داد که معلم از یک حرمت اجتماعی و امکانات معنوی و مادی برخوردار گردد تا با علاقه و دلگرمی بیشتر کار کند.

در زمینه آموزش، زنان- بویژه مادران- نقش مهمی دارند. هر چه مادران در این کار بیشتر سهیم شوند و آموزش ببینند، کودکان با شخصیت تری پرورش می‌دهند. لازم است با اجرای برنامه‌های توجیهی برای خانواده‌ها، آن دسته را که تعصبات جاهلانه دارند و مانع از این می‌شوند که دختران به مدرسه بروند و آموزش ببینند، از این تعصب رهانید. در این رهگذر، رسانه‌های گروهی، رادیو، تلویزیون و مطبوعات و همچنین انجمن‌ها و هر محل و اجتماعی که به نحوی مردم در آن گرد هم می‌آیند، از جمله خانه‌های فرهنگی، نقش‌ساز هستند. آموزش نیز، فقط در چارچوب و قلمرو وظایف وزارت آموزش و پرورش قرار ندارد، در خارج از مدرسه، بخصوص در خانواده و اجتماع هم مطرح است. در خانواده، این کار، بستگی به کمک پدر و مادر دارد و در اجتماع وجود مراکزی، نظیر فرهنگ‌سرا و کاخ جوانان، مغتنم است و حتی از زمین‌های ورزشی برای تأمین این منظور می‌توان سود جست.

  • با سخنی که در زمینه آموزش پیش می‌آید، به عرض رساندم: جامعه به ضرورت آموزش افراد برای زندگی در شرایط بهتر پی برده، اما هنوز آموزش آن‌چنان گسترش و ابعادی نیافته که مثلاً صرفه‌جویی در آب یا برق مورد قبول عامه قرار گیرد. به اعتقاد علیاحضرت، وسایل ارتباط جمعی را چگونه می‌توان رهنمون شد که در این زمینه مؤثر واقع شوند.

شهبانو: نقش رادیو و تلویزیون و مطبوعات در این زمینه خیلی مهم است. مثلاً در مورد برق، برنامه‌هایی که تلویزیون داشت و مردم را به صرفه‌جویی در مصرف برق تشویق می‌کرد، تأثیر مطلوبی بخشید و مردم به آن‌ها زیاد دقت می‌کردند و هم بچه‌ها و هم بزرگ‌ترها به آن‌ها توجه داشتند. رادیو و تلویزیون می‌توانند با پیدا کردن راه حل‌ها و تکرار مطالب، اعتقاد به صرفه‌جویی را در مردم بارور کنند. دلایل صرفه‌جویی را به شکل منطقی بگویند و یادآور شوند و مردم را به رعایت صرفه‌جویی برانگیزند. مثلاً، در آمریکا، برای صرفه‌جویی در انرژی برنامه‌ای جالبی داشتند و مردم را از راه منطق ریاضی توجه می‌دادند که اگر از یک شیر، آب قطره قطره برود، چقدر انرژی هدر می‌رود. به این ترتیب، از طریق رسانه‌های گروهی، مدارس و محل‌های اجتماع با ارائه نمونه‌هایی مردم را می‌توان توجیه کرد و به صرفه‌جویی برانگیخت. البته، اگر در زمینه صرفه‌جویی، چه در برق و چه در آب و چه زمینه‌های دیگر، سازمان‌های دولتی توجه نکنند، طبیعی است که یک رهگذر کم آموزش دیده با علاقه به آن عمل نخواهد کرد. شهبانو افزودند: هر کاری از فرد شروع می‌شود. اینکه انسان بیندیشد من این کار را می‌کنم، اما همسایه‌ام نمی‌کند، نباید موجب یأس بشود و لازم است دامنه آموزش آنقدر گسترش یابد که همسایه هم اصل صرفه‌جویی را رعایت کند. فرد در برابر جامعه مسئول است و آموزش است که مرزهای این مسئولیت را مشخص می‌کند و فرد را به آن متوجه می‌سازد. از این دیدگاه، آموزش باید حس قناعت را در مردم بارور کند، آنان را برانگیزد که قدر امکانات را بدانند و آن‌ها را از راه قناعت به توانگری برساند. ادبیات غنی و فرهنگ پربار و دیرینه‌سال ایرانی چراغ هدایت در این رهگذر است. سپس، شهبانوی ایران، به عنوان نمونه، به این شعر اشاره فرمودند: جمع، زر هرگز نگردد پیش صاحب همتان / خاک نتواند شدن با باد در یک جای جمع.

  • صحبت در زمینه آموزش، با این سئوال ادامه یافت: در مورد آموزش سیاسی که به تازگی آموزش ملی نامیده شده، نظر علیاحضرت چیست و چگونه می‌توان مشارکت مردم به ویژه زنان را در کارهای سیاسی و اجتماعی بطور کامل به دست آورد؟ شهبانو: آموزش سیاسی و ملی باید به گونه‌ای باشد که همه مردم بدانند در مملکت چه می‌گذرد تا بتوانند در کارها مشارکت داشته باشند و در زمینه مسایل و سرنوشت خود اظهار عقیده بکنند. اعلیحضرت نیز در ابراز نظر نسبت به کار حزب، به مشارکت و تجهیز اشاره فرموده‌اند. برای آنکه مردم بااشتیاق و بطور همه‌جانبه در کارها مشارکت کنند، لازم است حس کنند حرف‌هایی که در سازمان‌های مردمی، چه در کانون‌های حزبی و چه در سایر گردهم‌آیی‌ها می‌زنند، به نتیجه می‌رسد. شرط نتیجه گرفتن نیز این است که افرادی که در مقام قدرت هستند، چه در سطح ده، چه شهر و یا استان، بتوانند قدرت تصمیم‌گیری داشته باشند و این مسئله عدم تمرکز را مطرح می‌کند. دادن قدرت به خانه‌های انصاف و شورای داوری در این زمینه بسیار مؤثر است و مشکلات دیوان‌سالاری و بوروکراسی را کم می‌کند. در مورد سیاست عدم تمرکز، فقط بخش عمومی نباید آن را مورد توجه قرار دهد، بلکه ضروری است بخش خصوصی هم سیاست عدم تمرکز را رعایت کند. سیاست عدم تمرکز را نباید- مثلاً- فقط دو یا سه سازمان یا وزارت‌خانه پیروی کنند و لازم است این کار در سطح کشور تعمیم و گسترش یابد و روشی آغاز گردد که ارتباط واقعی بین سازمان‌ها و مؤسسات از بین نرود. البته، سیاست عدم تمرکز نباید به یک قدرت‌طلبی تبدیل شود و در این رهگذر مصالح ملی باید رعایت شود. با وجود انجمن‌های ملی نیز، کمتر این خطر در میان است. انتخاب صحیح و آزاد، به این برنامه‌ها کمک کرده و می‌کند و خوشبختانه در سال‌های اخیر هر بار کار این انتخابات بهتر صورت گرفته و اینک برگزیدگان مردم در انجمن ده، شهر، شهرستان و مجلسین هستند و طبیعی است دلسوزی بیشتری را برای مردم می‌کنند و گوش شنواتری هم دارند. لازم است با مبارزه، از جنبه‌های منفی بوروکراسی و دیوان‌سالاری جلوگیری کنیم. از مشارکت مردم برای مبارزه با فساد نیز که اعلیحضرت بارها فرموده‌اند، می‌توان استفاده کرد. این، وقتی عملی می‌شود که قوه قضاییه در کارها بی‌طرف و مسئول باشد و از این رهگذر، مشارکت و اطمینان بیشتری در مردم پدیدمی‌آورد. مردم هر چه مشارکت بیشتر داشته باشند، مشکل‌ها زودتر حل می‌شود. احساس مسئولیت و مشارکت بیشتر، همبستگی و یکپارچگی ملی بوجود می‌آورد که ضامن هر نوع پیروزی است. البته، زنان هم باید در این راه شرکت کنند و آموزش سیاسی و ملی ببینند و در تمام سازمان‌ها شرکت فعالانه و کوششی همه‌جانبه داشته باشند و در هر تصمیمی که گرفته می‌شود، مؤثر واقع شوند.
  • دامنه گفتگو در زمینه مشارکت به فعالیت‌های کانون‌های حزبی و آموزش سیاسی و ملی کشید و صحبت از نظام یک حزبی و حزب رستاخیز ملت ایران - حزب واحد فراگیرنده ملت- به میان آمد.

شهبانو در این مورد فرمودند: فکر می‌کنم حزب رستاخیز ملت ایران با ممالک مختلف که چند حزبی هستند، فرق چشمگیری دارد. فرق این است که از یک سو، حزب بر مرجع اصل قدرت که شاهنشاه هستند تکیه دارد و در این صورت، رفتار و کردار حزب نمی‌تواند با چنین تکیه‌ای که دارد، ظاهری باشد. از سوی دیگر، حزب دارای یک ایدئولوژی تجهیز شده است. این حزب برای مشارکت و تجهیز بوجود آمده و در صورتی که اوامر شاهنشاه بطور همه‌جانبه و دقیق عمل بشود، تفاوت نظام یک حزبی ایران با ممالک دیگر روشن می‌شود. در نظام تک حزبی، همه مردم می‌توانند عضویت در حزب را بپذیرند و در چهارچوب یک تفاهم کلی، هر فرد می‌تواند سلیقه یا روش و یا برداشت خود را داشته باشد و حزب هم انتقاد سازنده را پذیرا شود. رهبری حزب با تاریخ و فرهنگ یاران آمیخته است و عاملی نیست که با آمدن و رفتن دولت‌ها، از بین برود. پس، طبیعی است که مردم در چنین فضایی خود را شریک در سرنوشت ملکت می‌دانند. از طرفی نیز، حزب رستاخیز حزبی نیست که ایفاگر نقش حزب اقلیت یا اکثریت باشد که جای یکدیگر را بخواهند بگیرند و حزب، مجری هم نیست. در واقع قدرت اجرایی ندارد. حزب، مردم را تجهیز می‌کند و مردم وارد حزب می‌شوند، اما نه برای دستیابی به قدرت و یا امتیاز و پست. وقتی نظر مردم از گذر کانون‌ها و شوراها به مرحله تصمیم‌گیری برسد و مردم توجه شوند که در سرنوشت وطن خود شریک هستند، با علاقه بیشتری فعالیت می‌کنند.

  • چون شهبانوی ایران در سخنان خود به ضرورت برسی و مطالعه برنامه عمرانی ششم از دید زنان اشاره فرموده بودند، نقطه نظرهای شهبانو را در این زمینه جویا شدم. شهبانو فرمودند: خوشبختانه در تمام کمیته‌های برنامه‌ریزی از جهت مطالعه قسمت‌های مختلف برنامه ششم، چه در مرکز و چه در شهرستان‌ها، زنان مشارکت دارند و برنامه‌ها از دید زنان مطرح می‌شود و هم از دشواری و مسایل صحبت می‌شود وهم موجبات مشارکت آن‌ها فراهم می‌آید و ترتیبی داده می‌شود که این گروه نه فقط فراموش نشوند، بلکه سهم ارزنده‌ای در برنامه ششم عمرانی مملکت داشته باشند. توجه خاصی که علیاحضرت به هنر و فرهنگ کهن ایران دارند و گردآوری آثار هنری ایران را تشویق می‌فرمایند و همچنین کوشش‌هایی که برای علم و دانش بکار می‌برند و فرهنگستان علوم و همچنین فلسفه جلوه‌ای از آن است، ناشی از علاقه شخصی است یا اینکه یک نوع مسئولیت ملی در برابر آن احساس می‌کنند؟

شهبانو: انگیزه من بیشتر احساس مسئولیت ملی است و لزوم توجه به فرهنگ و هنر کشور. خوشبختانه من خودم هم در این زمینه علاقمند هستم و اگر علاقمند نبودم جزو وظایفم بود که در این کار کمک کنم. نگهداری هویت ملی و استوار بودن بر یک فرهنگ ملی، خیلی مهم است. در اجتماعی که فرهنگ‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند و جوانان در ممالک مختلف تحصیل می‌کنند، آن‌ها کم و بیش تحت تأثیر فرهنگ ملل دیگر به وطن بازمی‌گردند و باید برای یکپارچگی و همبستگی ملی، مبانی ملی را که الهام‌بخش همه جلوه‌‎های فرهنگی است، حفظ کنیم. فقط تشویق هنرمندان کافی نیست، تکنولوژی جدید را هم با علم قدیم می‌توان مربوط کرد. ما مملکتی نیستیم که از نظر ادب، علم هنر و فلسفه فقیر باشیم. حتی از جهت کشاورزی، دامداری، طب، مدیریت، دریانوردی، شیمی و ریاضی از دیرباز فنی بوده‌ایم. اما، قسمتی از آن‌ها به مرور زمان فراموش شده است و طبعاً در چنین شرایطی، وظایف و مسئولیت‌های ملی ما سنگین‌تر و حساس‌تر است.

  • چون به موجب یکی از تبصره‌های بودجه سال ۲۵۳۶، قرار است یک سازمان مستقل برای عمران جنوب شهر بوجود آید، نظر علیاحضرت را که به مسایل جنوب شهر توجه بخصوص دارند، در این زمینه و اینکه آیا برای سایر نقاط شهر از جمله شرق تهران هم برنامه‌ای در پیش است، جویا شدم.

شهبانو فرمودند: آنچه مطرح است، جنوب شهر نیست، مناطق کمتر توسعه یافته است. چه شمال و جنوب و چه شرق و غرب. مشکلات جنوب خاص خود آن است و خوشحالم که در بودجه سال ۲۵۳۶ تبصره‌ای برای ایجاد یک سازمان مستقل جهت عمران جنوب شهر منظور شده. سازمانی که قدرت مالی و اجرایی خواهد داشت. برنامه‌های درازمدت و کوتاه‌مدت برای جنوب شهر در دست اجرا است. در این زمینه مسئله مهاجرت از روستاها و شهرستان‌ها هم مطرح است. البته، تمام ممالک در حال رشد سریع با این مشکل روبرو می‌شوند و طبیعی است هر چقدر برای این مهاجرین خانه بسازیم، تکافو نخواهد کرد. پس، راه حل این است که افراد را به مهاجرت به پایتخت تشویق نکنیم. ساختمان در خارج از محدوده برای اسکان مهاجرین که صحیح نیست. افراد حق ندارند در آنسوی محدوده ساختمان بسازند، چون در این صورت، در هر گوشه زاغه‌نشینی رواج می‌یابد. از سوی دیگر، ساختن و خراب کردن مشکلاتی پیش می‌آورد. پس باید با یک برنامه صحیح از ایجاد این نوع ساختمان‌ها جلوگیری کرد. البته، از روزی که من برای بازدید جنوب شهر رفتم و از نزدیک با مردم صحبت کردم، یک آجر هم روی آجر در آن منطقه گذاشته نشده است. امیدوارم که سازمان عمران و بهزیستی جنوب شهر با همکاری مادی و معنوی مردم بتواند کمک‌های ارزنده ارائه دهد. خوشبختانه افراد نیکوکار زیاد هستند که می‌خواهند برای جنوب شهر و برای نوسازی آهن همکاری کنند. البته، نوسازی جنوب شهر باید اصولی باشد و منظور فقط این نباشد که پارک و استخر برای مردم ایجاد شود. ترتیبی باید داد که هر محله نیازهای خود را در همان منطقه برآورده کند و فروشگاه، درمانگاه و سایر وسایل مورد نیاز را داشته باشد. نوسازی نیز باید با یک برنامه صحیح انجام گیرد که در چند سال بعد باز نیاز به دوباره‌سازی پیش نیاید.

  • شهبانوی ایران در شرفیابی‌های هیأت‌های گوناگون و یا در مراسمی که در حضور علیاحضرت برپا می‌شود و همچنین در بازدیدها، غالباً بیانات عمیق و دستورهایی به ویژه در زمینه مسائل اخلاقی صادر می‌فرمایند. نظر ایشان را در مورد اثرات و پیشرفت‌هایی که در اجرای اوامر علیاحضرت در این زمینه به دست آمده است، جویا شدم.

شهبانو فرمودند: متأسفانه مشکل است که تأثیر عمیق در همه زمینه‌ها و جلوه‌های داشته باشد، ولی در خیلی از موارد اثر لازم داشته و بخصوص صدور دستورها به سازمان‌ها نتیجه‌بخش بوده است. بعضی وقت‌ها هم نتیجه مورد نظر را نداده، چون کار به هزار عامل بستگی دارد. براستی بعضی وقت‌ها، خودم هم از تکرار مطالب، چه کوچک و چه بزرگ، خسته می‌شوم. اما هیچوقت هم قبول نمی‌کنم که بخاطر خستگی آن را پیگیری و دنبال و تکرار نکنم. به آنچه گفته می‌شود بعضی ایمان و اعتقاد پیدا می‌کنند و حس مسئولیت اخلاقی یا اجتماعی پدیدمی‌آورد. افرادی هستند که از چگونگی روند کار خسته و مأیوس می‌شوند. لازم است به این گروه نیروی لازم داد. نتیجه ندادن کار در زمینه‌هایی نیز، دلایل مختلفی دارد. نبودن حس مسئولیت، دشواری‌های دیوان‌سالاری و مدیریت غیر صحیح و... اما دنبال کار گرفته می‌شود که علت را کشف کنم و راه حلّی را بیابم که راهی گشوده شود و نتیجه بدهد. توجه باید داشت که مردم هر کدام به موضوعی علاقمند هستند و در زمینه‌ای توجه دارند. پژوهش، فرهنگ، اقتصاد، کشاورزی، جاده سازی، سد و از این قبیل. مردم می‌خواهند که در زمینه مورد علاقه و توجه آنان کار هر چه بیشتر برای آنان انجام گیرد ولی آن‌ها باید مشکلات و گرفتاری‌ها و دشواری‌ها را هم در نظر بگیرند و مشارکت لازم را به عمل آورند که هم به هدف خود برسند و هم بهترین نتیجه از کارها گرفته شود.

  • شهبانو که به موضوع مشارکت زنان اشاره فرمودند، معروض داشتم: زنان از راه مشارکت در کارهای اجتماعی تا چه حد می‌توانند در زمینه‌هایی نظیر پاکسازی محیط و ترافیک تأثیر داشته باشند؟

شهبانو فرمودند: در این زمینه‌ها، زنان می‌توانند نقش بسیار مؤثر و ارزنده‌ای داشته باشند و مشارکت را از خانه و از همسایگان خود شروع کنند. زباله را در جلو خانه و کنار زمین همسایه نریزند و به افراد خانواده و اطرافیان خود بیاموزند که چگونه می‌توانند با کمک هم به پاکسازی محیط بپردازند. اگر افراد برای هم ارزش قائل باشند، زباله خانه خود را جلو خانه همسایه نمی‌ریزند و برای پی بردن به این نکته‌ها و پیشرفت در این زمینه، آموزش لازم است و زنان در این آموزش می‌توانند نقش مؤثری به عهده بگیرند. در مورد حل مشکل ترافیک، به نظر من، همه مردم و از جمله زنان می‌توانند سهم بسزایی داشته باشند. متأسفانه گروهی چه به عنوان عابر و چه هنگامی که اتومبیل می‌رانند، قوانین را رعایت نمی‌کنند. شک نیست که باید امانات بیشتر ایجاد شود. وسایل نقلیه عمومی زیاد گردد و به تعداد پارکینگ‌ها افزوده شود. اما مردم هم باید حس مشارکت و همکاری داشته باشند.

  • به دنبال مطرح شدن یک رشته سئوال در زمینه‌های کلی و عمومی گفتم: علیاحضرت شهبانو در عین حال که به کارهای اجتماعی و سیاسی و مملکتی رسیدگی می‌فرمایند، به عنوان یک مادر نمونه نظر تحسین‌انگیز همگان را برانگیخته‌اند. ممکن است علیاحضرت بفرمایند وقت روزانه را خود را چگونه تقسیم نموده‌اند که به هر دو قسمت از کارها بطور کامل رسیدگی می‌فرمایند؟

شهبانو فرمودند: زندگی من به گونه‌ای است که بعضی وقت‌ها، وقت برای پرداختن به همه کارها و انجام تمام برنامه‌ها نیست. همانطور که بارها گفته‌ام، زندگی مسئولیتی من از زندگی داخلی و خصوصی من جدا نیست. هر دو زندگی پر و با حرکت و تلاش زیاد همراه است. یعنی وقتی هم خستگی جسمی و هم خستگی فکری پیش می‌آید، اما خوشبختانه تعطیلاتی هم برای تجدید قوا وجود دارد. مسئله این است که مردم می‌خواهند جزییات کارشان را به ما بگویند و ما آن‌ها را انجام دهیم و این البته اگر همان سیستم عدم تمرکز در کار باشد و احساس مسئولیت باشد، حل می‌شود. مثلاً برای آسفالت یک خیابان در شهرکی که درخت‌ها را زده‌اند و یا شیر آب یک منطقه از کار افتاده است به ما مراجعه می‌کنند. اگر در هر منطقه در هر فرد احساس مسئولیت باشد، این مشکلات را می‌توانند خود جوابگو باشند که ما بتوانیم و باید به مسائل مهم‌تر و اساسی‌تری برسیم... البته این تا حدودی هم ناشی از طرز تفکر اجتماع ما است که راه حل هر مشکلی را از ما می‌جویند. باید برای انتقاد سازنده مردم ارزش قایل باشیم، چه از گذر مطبوعات چه رادیو و تلویزیون و چه طرق دیگر صورت گیرد. اگر انتقاد سازنده باشد و جنبه خصوصی نداشته باشد، مجریان باید جوابگوی آن باشند و با مشارکت مردم مشکلات را حل کنند. البته گروهی از مردم عادت کرده‌اند که غُر بزنند. بعضی وقت‌ها با دلیل و بعضی وقت‌ها بی‌دلیل. باید به حرف مردم گوش داد و اگر انتقادات صحیح است به آن توجه کرد و اگر نیست تذکر داد. به هر حال، همه این مسائل سبب می‌شود که قسمت عمده‌ای از وقت من به کارهای مسئولیتی و اجتماعی و مملکتی بگذرد. با وجود این، همیشه سعی می‌کنم وظیفه اصلی‌ام را که هر زنی به عهده دارد فراموش نکنم. طبیعی است که دلم می‌خواهد به همه کارهای شخصی اعلیحضرت برسم. گاهی لباس ایشان را می‌بینیم. مثلاً لباس‌هایی که کهنه شده و دیگر نمی‌پوشند باید از اتاقشان برداشته شود. عکس‌ها را خودم هر چند وقت یک بار عوض می‌کنم. مثلاً به جای عکس بچه‌ها که بزرگتر شده‌اند، عکس تازه‌تری می‌گذارم. هدایایی برای اعلیحضرت می‌آورند که در اتاقشان است و اگر من به آن‌جا نروم و جایش را مشخص نکنم، ممکن است مدتی در آن‌جا بماند. مقداری از کار مربوط به زندگی خصوصی خودمان می‌شود. برنامه‌ریزی برای سفر، دعوت بعضی از افراد، شرکت در مراسم فامیلی که با هم صحبت می‌کنیم. اعلیحضرت را صبح‌ها پیش از کار می‌بینم. ظهرها اغلب باهم ناهار می‌خوریم. شام معمولاً باهم هستیم. گاهی در خانه خودمان هستیم و گاهی به خانه افراد خانواده می‌رویم. در بین راه که با اتومبیل به مهمانی و یا مراسمی می‌رویم فرصت هست که در باره مسائل مملکتی و یا بچه‌ها با هم صحبت کنیم. اگر مسائلی در طی روز پیش بیاید که خیلی فوری باشد، من تلفنی با دفتر ایشان تماس می‌گیرم و تلفنی با هم صحبت می‌کنیم. در غیر آن صورت، صبر می‌کنم ساعت ۶ و نیم که از دفتر بر می‌گردند، نظر ایشان را می‌پرسم. گاهی هم اگر مسئله‌ای باید به نظر ایشان برسد و فوری جواب بگیرم، یادداشت به آقای معینیان، رئیس دفتر ایشان می‌دهم و هر دستوری بدهند عمل می‌شود. بعضی مطالب را هم برای یادآوری یادداشت می‌کنم و به دفترشان می‌فرستم. البته گاهی برای بعضی مسایل که به اصطلاح رسمی‌تر است، از دفتر من، به دفتر ایشان نامه نوشته می‌شود که بطور رسمی اقدام شود. این مسائل که تلفنی یا با یادداشت و یا طی نامه رسمی عنوان می‌شود و انجام می‌گیرد، می‌تواند مشکل شخصی یا فرد یا یک مسئله مملکتی باشد، چون کار ما غیر از کار افراد مملکت نیست. بچه‌ها را معمولاً ساعت ۲ و نیم که از مدرسه می‌آیند می‌بینم. از مدرسه معمولاً به اتاق من می‌آیند، به من سلام می‌کنند و می‌روند. لیلا بیشتر پیش من می‌ماند، ولی ولیعهد، فرحناز و علیرضا که کار بیشتری دارند به اتاق‌های‌شان می‌روند. عصرها اگر فرصت کنم، به اتاق آن‌ها می‌روم و با هر کدام به تنهایی یا با هم صحبت می‌کنیم. اعلیحضرت معمولاً عصرها که از دفتر خود بر می‌گردند، بچه‌ها را می‌بینند. شام را بچه‌ها ساعت ۶ و نیم می‌خورند. در آن ساعت من اگر در خانه باشم، به اتاقشان می‌روم و با آن‌ها هستم. این گفتگو در کتابخانه بزرگ و جالبی که به تازگی در پشت ساختمان کاخ ایجاد شده انجام می‌گرفت. یک سالن بزرگ با طبقه‌بندی‌های متعدد. در طبقه بالا بیشتر کتاب‌های فارسی و در طبقه پایین کتاب‌های مختلف جای گرفته بود. نگاهی اجمالی به طبقه‌بندی‌ها نشان می‌داد که بعضی از کتاب‌ها مربوط به کشورهایی است که شهبانو سفر کرده‌اند. برخی به هنر، تعدادی به فلسفه و قسمتی از کتاب‌ها به تاریخ و تمدن ایران اختصاص دارد. در این زمینه که آیا شهبانو چه فرصت‌هایی برای مطالعه دارند، پرسش کردم. فرمودند: این کتابخانه را که شما برای اولین بار می‌بینید، حدود ۲ سال پیش ساختیم. کتاب‌های زیادی داشتم و باید سرو سامان به آن‌ها می‌دادیم. البته یک نفر کار کتابداری را انجام می‌دهد. کتاب‌ها به زبان‌های فارسی، انگلیسی و فرانسه و بیشتر در زمینه‌های ادب، هنر، تاریخ و فلسفه است. البته می‌بینید که کتاب زیاد است، اما متأسفانه با همه علاقه‌ای که دارم، فرصت زیادی برای مطالعه نیست. با وجود این، از هر فرصتی برای مطالعه استفاده می‌کنم و کتاب را به اتاقم می‌برم. بیشتر برای مسائلی که مورد نیاز است به این کتاب‌ها مراجعه می‌کنم. تعدادی از این کتاب‌ها را در سفرهای مختلف به ما هدیه کرده‌اند و یا خریده‌ایم. سعی می‌کنم کتاب‌های تازه را که بیشتر مورد نظر است، خریداری کنیم. من بخصوص تمام کتاب‌هایی را که درباره ایران، چه در گذشته و چه در حال، نوشته‌اند، جمع‌آوری کرده‌ام که گنجینه باارزشی است و اطلاعات زیادی را دربردارد.

  • ایجاد بنیاد شهبانو فرح، اقدام پرثمر تازه‌ای که صورت گرفته است، در این زمینه که نظر شهبانو را جویا شدم، اظهار داشتند:

شهبانو فرمودند: بنیاد دارای برنامه‌های درازمدت است که پیاده شدن آن‌ها از نظر فرهنگی، مؤثر است و با سازمان‌های مختلف مراوده و همکاری دارد. نشر کتاب، ایجاد سمینار، مطالعه در زمینه‌های مختلف، از هداف و اقدام‌های آن است و این‌ها غیر از برنامه‌های حمایت و کمک است که مردم بیشتر توقع و انتظار دارند و همچنین، غیر از کمک‌های فوری که باید انجام گیرد، فعالیت‌های آن در زمینه‌های فیلم، تئاتر، شعر و کتاب است و البته در همه موارد با مشارکت مردم. ایجاد اعتقاد و ایمان در مردم نیز از هدف‌های اساسی بنیاد است. بنیاد کارهایش را بر اساس مطالعاتی که انجام می‌دهد، انجام خواهد داد و به هر کاری که از دستش بر بیاید خواهد پرداخت.

  • چون این گفتگو در آستانه نوروز انجام می‌گرفت، درباره این که خانواده سلطنتی ایران مراسم نوروز چگونه برگزار می‌کنند و شهبانو در این زمینه چه نظری دارند، پرسش کردم.

شهبانو فرمودند: من به حفظ سُنّت‌های ملی خیلی علاقمند هستم و دلم می‌خواهد که آن‌ها را هر چه بهتر و با شکوه‌تر برگزار کنیم، بخصوص علاقمندم که این توجه، سبب شود بچه‌ها نیز به حفظ این سنن علاقه پیدا کنند. البته هر سال با خودم فکر می‌کنم که وقت بیشتری را برای تهیه هفت سین اختصاص دهم و تنوع بیشتری در سفره هفت‌سین پدیدآورم، اما سال به سال کارها بیشتر می‌شود و یک وقت می‌رسد که می‌بینم چیزی به تحویل سال نمانده است. برای هفت‌سین تخم مرغ‌ها را بچه‌ها هر وقت فرصت داشته باشند رنگ می‌کنند، من هم به آن‌ها کمک می‌کنم، سبزه را خودمان سبز می‌کنیم. بچه‌ها دوست دارند که مثلاً عدس را روی کوزه سبز کنند تا به اشکال مختلف در بیاورند. گاهی تصمیم می‌گیریم که وسایل هفت‌سین را به یک رنگ در بیاوریم. مثلاً رنگ نقره‌ای یا طلایی. اما هر سال به همان رنگ‌های طبیعی که متنوع‌تر و بهتر است، قناعت کرده‌ایم. ماهی را می‌خریم، سمنو را یک آبدار که از قدیم در کاخ بوده که حالا با اینکه بازنشسته شده است، تهیه می‌کند و می‌فرستد. بعضی وقت‌ها هم از منزل مادر یا خاله‌هایم برای‌مان سمنو می‌فرستند. نان سر سفره هفت‌سین را سفارش می‌دهیم، تهیه سبزی پلو و رشته پلو هم که از قدیم در خانه‌ها رواج داشته، صورت می‌گیرد. اصولاً بچه‌ها به این مراسم و مراسم شب چهارشنبه‌سوری و شب یلدا علاقمند هستند. مثلاً برای شب چهارشنبه‌سوری، پریدن از روی بوته‌های آتش را خیلی دوست دارند و همه ساله این کار انجام می‌گیرد. ولی قاشق‌زنی به همین محیط کاخ محدود می‌شود. البته باید بگویم، متأسفانه بر اثر زندگی ماشینی که خوشبختانه امکان‌های رفاهی به همراه داشته، دلبستگی‌ها به این نوع مراسم کمتر شده است. مثلاً در سابق پختن شیرینی شب عید در خانه شور و حالی ایجاد می‌کرد و بچه‌ها با اشتیاق در انتظار فرا رسیدن عید بودند و حالا این نوع شیرینی‌ها از انحصار خانه درآمده و در هر موقع سال، انواع شیرینی در مغازه‌ها در اختیار همه است. یا مثلاً تربچه و سبزی که تا چند سال پیش به اصطلاح «نوبرانه بهار» بود، حالا در تمام فصول حتی به هنگام برف و سرما در مغازه‌ها دیده می‌شود.