(تفاوت) → نسخهٔ قدیمیتر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
| بیا که لشکر غم در مقام بیداد است |
|
بیار جام دمادم که وقت امداد است |
| غلام هندوی آنم که ترک غمّازش |
|
بهر چه سحر و فسون در زمانه استاد است |
| حدیث پیر مغان خوش مرا به دل جا کرد |
|
که می دوای دل دردمند ناشاد است |
| ز حادثات جهان در پناه میکده آی |
|
که سخت مسجد و محراب سست بنیاد است |
| چه گویمت که ز تعمیر غم خرابۀ دل |
|
به عهد دولت عشقش چگونه آزاد است |
| که این سخن نپذیرد هر آنکه دید مرا |
|
مدام از غم رویش فغان و فریاد است |
| تو را که کام چو خسرو ز وصل شیرین است |
|
خبر کجا ز من تلخ کام و فرهاد است |
| مجو ز بند غم اندر زمانه آزادی |
|
به غیر سوسن و سروی که نامش آزاد است |
| فغان و ناله ز جور و جفای یار مکن |
|
که هر چه خسرو عادل به ما کند داد است |
| ازین فسانه و افسون ببند دم ای شیخ |
|
که جز وصیّت رندان به گوش من باد است |
| رسد به دامن او دست گر تو را چون فخر |
|
مده ز دست که آن دولت خدا داد است |
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۱۱:۵۷ (UTC)