انوری (غزلیات)/مرا با دلبری کاری بیفتاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (مرا با دلبری کاری بیفتاد) از انوری |
' |
مرا با دلبری کاری بیفتاد دلم را روز بازاری بیفتاد مسلمانان مرا معذور دارید دلم را ناگهان کاری بیفتاد قبای عشق مجنون میبریدند دلم را زان کله واری بیفتاد دلم سجادهی عشقش برافشاند از آن سجاده زناری بیفتاد دلم با عشق دست اندر کمر زد بسی کوشید و یکباری بیفتاد مرا افتاد با بالای او کار نه بر بالای من کاری بیفتاد جهان را چون دل من بر زمین زد کنون از دست دلداری بیفتاد