عبید زاکانی (مقطعات)/نماند هیچ کریمی که پای خاطر من

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۳۹ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عبید زاکانی (مقطعات) (نماند هیچ کریمی که پای خاطر من)
از عبید زاکانی
'


نماند هیچ کریمی که پای خاطر من ز بند حادثه‌ی روزگار بگشاید خیال بود مرا کان غرض که مقصود است حصول آن غرض از شهریار بگشاید بدان هوس بر سلطان کامران رفتم که از عطای ویم کار و بار بگشاید ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشد مگر ز غیب دری کدر کار بگشاید عبید حاجت از آن درطلب که رحمت او اگر ببندد یک در هزار بگشاید