خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای آینه قدرت بیچون الهی

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۲۹ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای آینه قدرت بیچون الهی)
از خواجوی کرمانی
'


ای آینه قدرت بیچون الهی نور رخت از طره شب برده سیاهی خط بر رخ زیبای تو کفرست بر اسلام رخسار و سر زلف تو شرعست و مناهی آن جسم نه جسمست که روحیست مجسم وان روی نه رویست که سریست الهی در خرمن خورشید زند آه من آتش زان در تو نگیرد که نداری رخ کاهی هر گه که خرامان شوی ای خسرو خوبان صد دل برود درعقبت همچو سپاهی خواجو سخن وصل مگو بیش که درویش لایق نبود بر کتفش خلعت شاهی