خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوش باشد دمی با دوستداری

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۱ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (چه خوش باشد دمی با دوستداری)
از خواجوی کرمانی
'


چه خوش باشد دمی با دوستداری نشسته در میان لاله زاری اگر نبود نسیم زلف خوبان نروید گلبنی بر جویباری وگر سودای گلرویان نباشد نخواند بلبلی بر شاخساری کنارم زان از آب دیده دریاست که هجران را نمی‌بینم کناری خیالی گشتم از عشقش ولیکن ندارم جز خیالش راز داری فراق جان ز تن آن لحظه باشد که یاری دور می‌ماند ز یاری نشاید گفت خواجو پیش هر کس غم عشقش مگر با غمگساری