خواجوی کرمانی (غزلیات)/خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم) از خواجوی کرمانی |
' |
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم دیدهی مرغ صراحی بقدح باز کنیم زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری از صوامع بدر میکده آواز کنیم باده از جام لب لعبت ساقی طلبم مستی از چشم خوش شاهد طناز کنیم بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم چنگ در حلقهی آن طره طرار زنیم چشم در عشوهی آن غمزهی غماز کنیم وقت آنست که در پای سهی سرو چمن برفشانیم سردست و سرانداز کنیم کعبهی روی دلارای پریرویان را قبلهی مردمک چشم نظر باز کنیم از لب روح فزا راح مروح نوشیم همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم سایهی شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد گر چه کبکیم چه اندیشهی شهباز کنیم در قفس چند توان بود بیا تا چو همای پر برآریم و برین پنجره پرواز کنیم چون نواساز چمن نغمهسرا شد خواجو خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم