هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خواجوی کرمانی (غزلیات)/در چمن دوش ببوی تو گذر میکردم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (در چمن دوش ببوی تو گذر میکردم) از خواجوی کرمانی |
' |
در چمن دوش ببوی تو گذر میکردم قدح لاله پر از خون جگر میکردم پای سرو از هوس قد تو میبوسیدم در گل از حسرت روی تو نظر میکردم سخن طوطی خطت به چمن میگفتم نسبت پسته تنگت بشکر میکردم چشم نرگس به خیال نظرت میدیدم وانگه از ناوک چشم تو حذر میکردم چون صبا سلسلهی سنبل تر میافشاند یاد آن گیسوی چون عنبر تر میکردم هر زمانم که نظر بر رخ گل میافتاد صفت روی تو با مرغ سحر میکردم چون کمانخانهی ابروی تو میکردم یاد تیرآه از سپر چرخ بدر میکردم مشعل مه بدم سر فرو میکشتم شمع خاور ز دل سوخته بر میکردم چون فغان دل خواجو بفلک بر میشد کار دل همچو فلک زیر و زبر میکردم