خواجوی کرمانی (غزلیات)/چون ترک من سپاه حبش برختن زند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (چون ترک من سپاه حبش برختن زند) از خواجوی کرمانی |
' |
چون ترک من سپاه حبش برختن زند از مشگ سوده سلسله بر نسترن زند کار دلم چو طرهی مشگین مشگ بیز برهم زند چو سنبل تر بر سمن زند گر بگذرد بچین سر زلف او صبا هر لحظه دم ز نافهی مشگ ختن زند لعلش بگاه نطق چو گوهرفشان شود صد طعنه بر طویلهی در عدن زند در آرزوی عارض و بالاش عندلیب هنگامه بر فراز گل و نارون زند هر شب فضای کوی تو خلوتسرای ماست آری اویس نوبت عشق از قرن زند ای باغبان ز غلغل بلبل عجب مدار سلطان گل چو خیمه بصحن چمن زند خواجو چو زیر خاک شود در هوای تو از سوز سینه آتش دل در کفن زند