خواجوی کرمانی (غزلیات)/دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (دل مجروح مرا آگهی از جان دادند) از خواجوی کرمانی |
' |
دل مجروح مرا آگهی از جان دادند جان غمگین مرا مژدهی جانان دادند پیش خسرو سخن شکر شیرین گفتند بزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند آدم غمزده را بوی بهشت آوردند مرغ را باز بشارت ز گلستان دادند خبر چشمهی حیوان بسکندر بردند مژدهی خاتم دولت بسلیمان دادند هودج ویس بمنزلگه رامین بردند پایهی سلطنت شاه بدربان دادند دعد را پرده ز رخسار رباب افکندند ذره را رفعت خورشید درخشان دادند عام را خلعت خاص از بر شاه آوردند خضر را شربتی از چشمهی حیوان دادند تشنهی بادیه را باز رساندند بب کشتهی معرکه را بار دگر جان دادند باغ را رونقی از سرو روان افزودند کاخ را زینتی از شمع شبستان دادند مژدهی آمدن خواجه به خواجو بردند بنده را آگهی از حضرت سلطان دادند