خواجوی کرمانی (غزلیات)/دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۰۰ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست)
از خواجوی کرمانی
'


دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست مانند دسته‌ی گل و گلدسته‌ئی بدست خطش نبات و پسته‌ی شکرشکن شکر سروش بلند و سنبل پرتاب و پیچ مست زلف سیاه سرکش هندوش داده عرض در چین هزار کافر زنگی بت پرست از دیده محو کرد مرا هر چه هست و نیست سودای آن عقیق گهر پوش نیست هست در بست راه عقل چو آن بت قبا گشود بگشود کار حسن چو آن مه کمر ببست در مشگ می‌فکند بفندق شکنج و تاب وز نار و عشوه گوشه‌ی بادام می‌شکست پر کرد جامی از می گلگون و درکشید وانگه ببست بند بغلطان و برنشست گفتم زکوة لعل درافشان نمی‌دهی یاقوت روح پرور شیرین بدر بخست گفتم ز پیش تیر تو خواجو کجا جهد گفتا ز نوک ناوک ما هیچکس نرست