هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

خواجوی کرمانی (غزلیات)/چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۱۷ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست)
از خواجوی کرمانی
'


چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست بیا که عمر من این پنجروز معدودست مقیم کوی تو گشتم که آستان ایاز بنزد اهل حقیقت مقام محمودست دلم ز مهر رخت می‌کشد بزلف سیاه چرا که سایه‌ی زلف تو ظل ممدودست من از وصال تو عهدیست کارزو دارم که کام دل بستانم چنانکه معهودست ز بسکه دل بربودی چو روی بنمودی گمان مبر که دلی در زمانه موجودست اگر چنانکه کسی را ز عشق مقصودیست مرا ز عشق تو مقصود ترک مقصودست دلم ز زلف تو بر آتشست و می‌دانم که سوز سینه پر دود مجمر از عودست چه نکهتست مگر بوی لاله و سمنست چه زمزمه‌ست مگر بانک زخمه عودست اگر مراد نبخشد بدوستان خواجو خموش باش که امساک نیکوان جودست