خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخش با آب و آتش در نقابست

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، ساعت ۱۷:۰۱ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' خواجوی کرمانی (غزلیات) (رخش با آب و آتش در نقابست)
از خواجوی کرمانی
'


رخش با آب و آتش در نقابست لبش با آتش اندر عین آبست شکنج طره‌اش برچهره گوئی که از شب سایبان برآفتابست لب شیرین او یا جان شیرین خط مشکین او یا مشگ نابست عقیقش کاتش اوآب لعلست عذارش کاب او آتش نقابست شکردر اهتمام پر طوطیست قمر در سایه‌ی پر غرابست ز چشمش فتنه بیدارست و چشمش چو بختم روز و شب در عین خوابست عقیق اشک من در جام یاقوت شراب لعل یا لعل مذابست سر انگشت نگارینت نگارا بخون جان مشتاقان خضابست اگر شورم کنی ورتلخ گوئی چو طوطی شکرت شیرین جوابست تن خواجو نگر در مهر رویت که چون تار قصب بر ماهتابست