عطار (بیان وادی طلب)/دید مجنون را عزیزی دردناک
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (بیان وادی طلب) (دید مجنون را عزیزی دردناک) از عطار |
' |
دید مجنون را عزیزی دردناک کو میان ره گذر میبیخت خاک گفت ای مجنون چه میجویی چنین گفت لیلی را همیجویم یقین گفت لیلی را کجا یابی ز خاک کی بود در خاک شارع در پاک گفت من میجویمش هر جا که هست بوک جایی یک دمش آرم به دست