سعدی (ملحقات و مفردات)/چشم تو طلسم جاودانست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (ملحقات و مفردات) (چشم تو طلسم جاودانست) از سعدی |
' |
چشم تو طلسم جاودانست یا فتنهی آخرالزمانست تا چشم بدی به زیر بنهد دیگر به کرشمه در نهانست ما را به کرشمه صید کردست چشمست که چو چشم آهوانست با لشکر غمزهی تو در شهر ( ... ) الامانست پیکان خدنگ غمزهی تو شک نیست که زهر بیکمانست از لعل لب شکرفشانت یک بوسه به صد هزار جانست ارزان شده است بوسهی تو ارزان چه بود که رایگانست هستم همه ساله دست بر سر چون پای فراق در میانست گویند صبور باش سعدی این کار به گفت دیگرانست