عطار (فی‌وصف حاله)/آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۳۹ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (فی‌وصف حاله) (آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال)
از عطار
'


آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال گر کند در دشت حشر از من سال کای فرو مانده چه آوردی ز راه گویم از زندان چه آرند ای اله غرق ادبارم ز زندان آمده پای و سر گم کرده حیران آمده باد در کف خاک درگاه توم بنده و زندانی راه توم روی آن دارد که نفروشی مرا خلعتی از فضل درپوشی مرا زین همه آلودگی پاکم بری در مسلمانی فرو خاکم بری چون نهان گردد تنم در خاک و خشت بگذری از هرچ کردم خوب و زشت آفریدن رایگانم چون رواست رایگانم گر بیامرزی سزاست