انوری (غزلیات)/دوش در ره نگارم آمد پیش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (دوش در ره نگارم آمد پیش) از انوری |
' |
دوش در ره نگارم آمد پیش آن به خوبی ز ماه گردون بیش گشته از روی و زلف خونخوارش خاک گلرنگ و باد مشک پریش چون مرا دید ساعتی از دور آن بت نیکخواه نیکاندیش به اشارت نهان ز دشمن گفت کالسلام علیک ای درویش