انوری (غزلیات)/دل باز به عاشقی درافکندم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (دل باز به عاشقی درافکندم) از انوری |
' |
دل باز به عاشقی درافکندم برداد به باد عهد و سوگندم پیوست به عشق تا دگرباره ببرید ز خاص و عام پیوندم برکند به دست عشوه از بیخم تا بیخ صلاح و توبه برکندم پندم بدهد همی شود در سر این بار که نیک نیک دربندم چون بستهی بند عاشقی باشم کی سود کند نصیحت و پندم از مرهم وصل فارغم زیرا کز یار به درد هجر خرسندم آخر شب هجر بگذرد بر من گر بگذارند روزکی چندم