خواجوی کرمانی (غزلیات)/ماه یا جنتست یا رخسار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ماه یا جنتست یا رخسار) از خواجوی کرمانی |
' |
ماه یا جنتست یا رخسار شهد یا شکرست یا گفتار آهوان صید مردمند و دلم صید آن آهوان مردمدار کار ما با ستمگری افتاد که بجز قصد ما ندارد کار گل صد برگ را بباید ساخت فصل نوروز با نوای هزار پیش عشاق لطف باشد قهر نزد مشتاق فخر باشد عار دل بی مهر کی شود روشن مرغ بی بال کی بود طیار چه زند عقل با تطاول عشق چکند صید در کمند سوار مرغ وحشی اگر عقاب شود نکند کرکسان چرخ شکار کامت از دار میشود حاصل گام برگیر و کام دل بردار نامهی نانوشته بیش مخوان قصهی ناشنوده پیش میار آتش دل بسوخت خواجو را وقنا ربنا عذاب النار