خواجوی کرمانی (غزلیات)/سبزه پیرامن سرچشمهی نوشش نگرید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (سبزه پیرامن سرچشمهی نوشش نگرید) از خواجوی کرمانی |
' |
سبزه پیرامن سرچشمهی نوشش نگرید شبه بر گوشهی یاقوت خموشش نگرید شام شبگون سحر پوش قمر فرسا را زیور برگ گل غالیه پوشش نگرید عقل را صید کمند افکن جعدش بینید روح را تشنهی سرچشمهی نوشش نگرید بت ضحاک من آن مه که برخ جام جمست آن دو افعی سیه بر سر دوشش نگرید منکه از حلقهی گوشش شدهام حلقه بگوش گوشداری من حلقه بگوشش نگرید جانم از جام لبش گشت بیک جرعه خراب بادهی لعل لب باده فروشش نگرید خواجو از میکدهاش دوش بدوش آوردند اینهمه بیخودی از مستی دوشش نگرید