هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
خواجوی کرمانی (غزلیات)/سنبلش برگ ارغوان بگرفت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (سنبلش برگ ارغوان بگرفت) از خواجوی کرمانی |
' |
سنبلش برگ ارغوان بگرفت سبزهاش طرف گلستان بگرفت برشکر طوطیش نشیمن کرد بر قمر زاغش آشیان بگرفت دور از آن روی بوستان افروز لاله را دل ز بوستان بگرفت چون شبش گرد ماه خرمن کرد آه من راه کهکشان بگرفت هندوی قیرگون او بکمند قیروان تا بقیروان بگرفت چون زتنگ شکر شکر میریخت سخنش تنگ در دهان بگرفت دل بیمار من بخونخواری خوی آن چشم ناتوان بگرفت آتش طبع و آب دیدهی من همچو باد صبا جهان بگرفت خواجو از جان خسته دل برداشت زانکه بی او دلش ز جان بگرفت