هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
سعدی (غزلیات)/همیزنم نفس سرد بر امید کسی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (همیزنم نفس سرد بر امید کسی) از سعدی |
' |
همیزنم نفس سرد بر امید کسی که یاد ناورد از من به سالها نفسی به چشم رحم برویم نظر همینکند به دست جور و جفا گوشمال داده بسی دلم ببرد و به جان زینهار میندهد کسی به شهر شما این کند به جای کسی به هر چه درنگرم نقش روی او بینم که دیده در همه عالم بدین صفت هوسی به دست عشق چه شیر سیه چه مورچهای به دام هجر چه باز سفید چه مگسی عجب مدار ز من روی زرد و ناله زار که کوه کاه شود گر برد جفای خسی بر آستان وصالت نهاده سر سعدی بر آستین خیالت نبوده دسترسی