انوری (غزلیات)/نه دل کم عشق یار میگیرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (نه دل کم عشق یار میگیرد) از انوری |
' |
نه دل کم عشق یار میگیرد نه با دگری قرار میگیرد از دست تو آن سرشک میبارم کانگشت ازو نگار میگیرد سرمایهی صدهزار غم بیش است آنرا که به غمگسار میگیرد صبری نه که سازگار دل باشد با غم به چه کار کار میگیرد هر غم که نه از میان دل خیزد پنداری ازو کنار میگیرد عمری به بهانهی وداع او را میبوسد و در کنار میگیرد آری غم عشق اگر به حق گویی دل را نه به اختیار میگیرد