انوری (غزلیات)/ای غارت عشق تو جهانها

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۴۳ توسط Bellavista1957 (گفتگو | مشارکت‌ها) (clean up using AWB)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' انوری (غزلیات) (ای غارت عشق تو جهانها)
از انوری
'


ای غارت عشق تو جهانها بر باد غم تو خان و مانها شد بر سر کوی لاف عشقت سرها همه در سر زبانها در پیش جنیبت جمالت از جسم پیاده گشته جانها در کوکبه‌ی رخ چو ماهت صد نعل فکنده آسمانها نظارگیان روی خوبت چون در نگرند از کرانها در روی تو روی خویش بینند زینجاست تفاوت نشانها گویم که ز عشوهای عشقت هستیم ز عمر بر زبانها گویی که ترا از آن زیان بود الحق هستی تو خود از آنها تا کی گویی چو انوری مرغ دیگر نپرد از آشیانها داند همه‌کس که آن چه طعنه‌ست دندانست بتا در این دهانها