هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/باز دوشم ز راه مهمانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (باز دوشم ز راه مهمانی) از اوحدی مراغهای |
' |
باز دوشم ز راه مهمانی به خرابی کشید و ویرانی داشت در پیش رویم آینهای تا بدیدم درو به آسانی که جزو نیست هر چه میدانم که ازو خاست هر چه میدانی دو قدم راه بیش ، نیست ولی تو در اول قدم همی مانی هر چه هستیست در تو موجودست خویشتن را مگر نمیدانی؟ ای که روز و شبت همی خوانم گر چه هرگز مرا نمیخوانی زان شراب بقا بده جامی تا تن اوحدی شود فانی