محتشم کاشانی (قطعات)/فارس میدان معنی حامدی بینظیر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (فارس میدان معنی حامدی بینظیر) از محتشم کاشانی |
' |
فارس میدان معنی حامدی بینظیر آن که بود از بدو فطرت از سخندانان تمام طبعش از شوخی چو میلی داشت از اندازه بیش با رخ گلفام و چشم شوخ و قد خوش خرام شد مریض عشق و دردش بس که بی درمان فتاد میکشیدش خوش از کف توسن مستی لگام در قیام این قیامت دل گمانی برد و گفت دور گوئی شد بهی زان شاعر شیرین کلام چون یقین گشت این گمان از گفتهی موزون دل بهر تاریخ او برون آمد دو تاریخ تمام