دیوان شمس/آن کس که به بندگیت آید

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۰۸:۵۰ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (آن کس که به بندگیت آید)
از مولوی
'


آن کس که به بندگیت آید با او تو چنین کنی نشاید ای روی تو خوب و خوی تو خوش چون تو گهری فلک نزاید روی تو و خوی تو لطیفست سر دل تو لطیف باید آن شخص که مردنیست فردا امروز چرا جفا نماید چیزی که به خود نمی‌پسندد آن بر دگری چه آزماید از خشم مخای هیچ کس را تا خشم خدا تو را نخاید برخیز ز قصد خون خلقان تا بر سر تو فرونیاید آن گاه قضا ز تو بگردد کان وسوسه در دلت نیاید ای گفته که مردم این چه مردیست کابلیس تو را چنین بگاید