خاقانی (غزلیات)/ای دل آن زنار نگسستی هنوز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ای دل آن زنار نگسستی هنوز) از خاقانی |
' |
ای دل آن زنار نگسستی هنوز رشتهی پندار نگسستی هنوز خاک هر پی خون توست از کوی یار پی ز کوی یار نگسستی هنوز در سر کار هوا شد دین و دل هم نظر زان کار نگسستی هنوز تن چو جان از دیده نادیدار ماند دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز بر سر بازار عشق آبت برفت پای ز آن بازار نگسستی هنوز تاختی بر اسب همت سالها تنگ آن رهوار نگسستی هنوز رشتهی جانت ز غم یک تار ماند شکر کن کان تار نگسستی هنوز لاف یکرنگی مزن خاقانیا کز میان زنار نگسستی هنوز