عطار (غزلیات)/ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۴۳ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (غزلیات) (ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم)
از عطار
'


ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم دست بر سر پای در گل مانده‌ایم خاک راه از اشک ما گل گشت و ما پای در گل دست بر دل مانده‌ایم ناگهانی برق وصل تو بجست ما ندانستیم و غافل مانده‌ایم لاجرم از بس که بال و پر زدیم همچو مرغ نیم بسمل مانده‌ایم چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد دایما در کار مشکل مانده‌ایم عشق تو دریاست اما زان چه سود چون ز غفلت ما به ساحل مانده‌ایم کی تواند یافت عطار از تو کام چون نخستین گام منزل مانده‌ایم