وحشی بافقی (غزلیات)/یک همدم و همنفس ندارم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۴۵ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (یک همدم و همنفس ندارم)
از وحشی بافقی
'


یک همدم و همنفس ندارم می‌میرم و هیچ کس ندارم گویند بگیر دامن وصل می‌خواهم و دسترس ندارم دارم هوس و نمی‌دهد دست آن نیست که این هوس ندارم گفتی گله‌ای ز ما نداری دارم گله از تو پس ندارم وحشی نروم به خواب راحت تا تکیه به خار و خس ندارم