اوحدی مراغهای (غزلیات)/کاکل آن پسر ز پیشانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (کاکل آن پسر ز پیشانی) از اوحدی مراغهای |
' |
| کاکل آن پسر ز پیشانی | کرد ما را بدین پریشانی | |
| حاصل ما ز زلف و عارض اوست | اشک چون خون و چشم چون خانی | |
| شب اول چو روز دانستم | که کشد کار ما به ویرانی | |
| ای به رخسار آفتاب دوم | وی به دیدار یوسف ثانی | |
| در کمند توییم و میبینی | مستمند توییم و میدانی | |
| عهد بستیم و نیستی راضی | دل بدادیم و هم پشیمانی | |
| گر نیاییم یاد ما نکنی | ور بیاییم رخ بگردانی | |
| دل به دست تو بود، بشکستی | تن به حکم تو گشت و تو دانی | |
| حالم از قاصدان نمیشنوی | نامم از نامه بر نمیخوانی | |
| اوحدی را ز درد درمان کن | که بنالد ز درد و درمانی |