کنفرانس گوادالوپ

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سازمان‌های تروریستی برای براندازی سلطنت در ایران درگاه محمدرضا شاه پهلوی

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد

کنفرانس گوادالوپ از روز ۴ ژانویه ۱۹۷۹ تا ۷ ژانویه ۱۹۷۹ در جزیره گوادالوپ به فراخوان پرزیدنت فرانسه والری ژیسکاردستن برگزار شد. جزیره گوادالوپ که بخشی از کشور فرانسه در کارایب می‌باشد. این کنفرانس به عنوان کنفرانس غیررسمی اعلام شد که پس از نشست G۷ در شهر بن پایتخت آلمان غربی از ۱۶ -۱۷ جولای ۱۹۷۸ و پیش از نشست G۷ در توکیو ۲۸-۲۹ ژوئن ۱۹۷۹ برپا شد. عنوان‌هایی که می‌باید در این کنفرانس گفتگو شود، امنیت بین المللی، فراهم ساختن نفت برای کشورهای غربی. درباره امنیت بین المللی:

  • درباره قرارداد SALT II قرارداد بود. سالت کوتاه شده Strategic Arms Limiation Talks می‌باشد.
  • فروش هواپیماهای جنگنده انگلیسی هرییر Harrier بود
  • کارگزاری راکت‌های پرشین آمریکایی در اروپا
  • بحران در ایران

درباره ایران قراربود که تصمیم گرفته شود اگر کشورهای غربی محمدرضا شاه پهلوی را پشتیبانی خواهند کرد، یا گفتگو با روح الله خمینی را ادامه خواهند داد. در کنفرانس گودالوپ به میزبانی والری ژیسکاردستن، نام میهنانان، پرزیدنت امریکا جیمی کارتر، نخست وزیر انگلیس جیمز کالاهان[۱] و صدراعظم آلمان هلموت اشمیت آمده بود. از آنجا که آنان اعلام داشته بودند که این نشست غیررسمی است، برنهاده (مصوبه) رسمی نوشته نشد. تنها تصمیمی که گرفته شد این بود که پرزیدنت والری ژیسکاردستن مامور شد که با روح الله خمینی تماس برقرار سازد که در آن زمان در نفل لوشاتو زندگی می‌کرد. با خمینی قرار شد که درباره تغییر حکومت گفتگو شود.

وضعیت ایران پیش از کنفرانس گوادالوپ

کنفرانس گوادالوپ

برای روز نخستین کنفرانس ۵ ژانویه ۱۹۷۹ برابر با ۱۵ دی ۱۳۵۷ پرزیدنت کارتر درباره وضعیت سیاسی در سراسر جهان سخنرانی کرد. سنگینی سخنرانی کارتر بیشتر بر روی جمهوری حلق چین بود. در ساعات پس از نیمروز، گفتمان درباره گفتگوهای محدود نمودن سلاح‌های راهبردی[۲] آغاز شد. که این به بستن قرارداد میان امریکا و شوروی در ۱۸ ژوئن ۱۹۷۹ انجامید، که در آن لئونید برژف و جیمی کارتر قرارداد سالت ۲ را دستینه کردند.

در دومین روز کنفرانس در ۶ ژانویه گفتگوها درباره "سالت" دنبال شد. پس از نیمروز درباره "ایران" گفتگو شد. گام نخست قرار شد که هر یک از این ۴ سران کشور، هر یک پیش بینی خود را درباره وضع در ایران به آگاهی دیگران برسانند. نخستین سخنران صدراعظم آلمان غربی "هلموت اشمیت " بود. وی درباره ایران گفت که آلمان همکاری نزدیک اقتصادی با ایران دارد و دولت آلمان نگران است که اگر تغییر رژیم پیش بیاید، به اقتصاد آلمان زیان وارد خواهد آمد ولی اگر چنین شود، اقتصاد آلمان می‌تواند این زیان‌ها را تحمل کند.

سپس نوبت به جیمی کارتر داده شد. جیمی کارتر گفت که او به شاهنشاه ایران پیشنهاد داده است که یک دولت نظامی بر سر کار آورد و شاه ایران ژنرال غلامرضا ازهاری را به نخست وزیری برگزید. کارتر فراتر رفت و گفت که برداشت او این است که دولت نظامی ژنرال ازهاری شکست خورد و او بر این عقیده است که دیگر شاه ایران را نمی‌توان نگاه داشت. کارتر افزود که وی تلگرامی پیش از کنفرانس گوادالوپ به اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی فرستاده است که امریکاییان اگر دولتی با نخست وزیری شاپور بختیار بر سر کار آید، آن دولت را پشتیبانی خواهند کرد. کارتر افزود که او در این تلگرام از شاه ایران دعوت کرده است که اگر شاه ایران ناچار به بیرون رفتن از ایران برای زمانی نامعلوم شود، در ایالات متحده امریکا به عنوان میهمان خوش آمده است و دولت امریکا برای نگاهبانی از جان و امنیت شاه ایران و خانواده سلطنتی آماده است. کارتر افزود که در این تلگرام از اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی خواست است که اگر زمانی شاهنشاه از ایران بیرون می‌آیند با ژنرال‌های ارتش شاهنشاهی گفتگو نمایند که آنان در ایران بمانند.

یک روز پیش از برگزاری کنفرانس گوادالوپ در ۴ ژانویه ۱۹۷۹ جیمی کارتر برآن شد که ژنرال رابرت هویزر[۳] را با وظایف ویژه‌ای به ایران بفرستد. ژنرال هویزر می‌بایستی که:

  • از بیرون رفتن ژنرال‌های ایران پس از رفتن شاه از ایران جلوگیری کند.
  • ژنرال‌ها را متقاعد کند که نخست وزیر آتی (شاپور بختیار) را پشتیبانی نمایند.

سومین سخنران این کنفرانس پرزیدنت فرانسه والری ژیسکاردستن بود. ژیسکاردستن گفت که او بسیار شگفت زده است که کارتر پیش از این کنفرانس خودش تصمیم گرفته است که شاه ایران را دیگر پشتیبانی نکند، پس چرا زمانی که تصمیم‌ها گرفته شده است به برگزاری کنفرانس دست زده است؟ ژیسکاردستن هم چنین با اشاره به گزارش میشل پونیاتوفسکی[۴] کرد که پونیاتوفسکی فرستاده ویژه کارتر با شاه ایران در تهران دیدار کرده است و به گزارش وی شاه ایران کاملا بر اوضاع استوار است، البته بسیار اندوهگین، خسته و دلسرد و ناامید است ولی شاه بسیار اوضاع ایران را به خوبی بررسی می‌کند و به گفته شاه ایران "در ایران یک جنبش نیرومند دینی به راه افتاده است که از دیر زمان جنگ پیوسته میان روحانیون شیعه و سامانه پهلوی است و این پیکار یرای این است که کدام سو نیرومندتر است و چنین است وضعیت در ایران". ژیسکار دستن گفت که به عقیده وی اگر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی را پشتیبانی کنیم می‌توان اوضاع را در ایران استوار و پایدار ساخت و شاهنشاه می‌بایستی که به رفرم‌های خود در چارچوب انقلاب شاه و مردم ادامه دهد. در این هنگام جیمی کارتر سخنان ژیسکاردستن را برید و گفت: من! به آگاهی شما می رسانم که در ایران وضعیت باید چگونه پیش برود. مرکز قدرت در ایران ارتش شاهنشاهی ایران است، همه ژنرال‌های ایران به غرب گرایش دارند و بیشتر آنان در امریکا دوره‌های نظامی خود را دیده‌اند. ارتش شاهنشاهی ایران قدرت را به دست می‌گیرند و اوضاع را در ایران آرام خواهند کرد.

ژیسکاردستن در پاسخ به کارتر گفت: در ایران دو قدرت سیاسی وجود دارند، یکی ارتش و دیگری ملایان. زمانی می‌توان به وضعیت پایداری رسید زمانی که این دو گروه با یکدیگر گفتگو کنند و در کنار هم قدرت را به دست بگیرند.

سرانجام نخست وزیر بریتانیا کالاهان رشته سخن را به دست گرفت و گفت: بر پایه گزارش‌های رسیده به وی، شاهنشاه برآن است که از ایران بیرون رود. کالاهان ادامه داد که وی بر این عقیده است که با کشورهای عربی نیز گفتگو شود و عقیده آنان نیز پرسیده و بررسی شود و دولت نوین در ایران با همسایگان عرب دشمنی نخواهد کرد.

با پایان دور نخست این گردهمایی، جیمی کارتر پاسخ به سه پرسش را از همه خواست.

  • آیا ایالات متحده امریکا با خمینی گفتگو برقرار کند؟
  • آیا بهتر این است که ایالات متحده امریکا از کودتای نظامی پشتیبانی کند؟
  • برای چه زمانی ایالات متحده امریکا از دولت بختیار پشتیبانی کند؟

والری ژیسکاردستن، هلموت اشمیت و کالاهان نتوانستند پاسخ روشنی به این پرسش‌ها بدهند. به جای این پرسش‌ها، پرسش فراهم کردن نفت در گیتی به میان آمد. همه با هم توافق داشتند که بهای نفت به سبب بحران در ایران افزایش خواهد یافت. تولید نفت ایران پیش از ناآرامی‌ها در کشور ایران ۴،۵ میلیون بشکه در روز بود. در زمان ناآرامی‌ها در ایران، تولید نفت به ۲۵۰،۰۰۰ بشکه به روز رسید. قرار شد که با دولت عربستان سعودی گفتگو شود تا آنان تولید نفت خود را افزایش دهند تا جایگزین تولید نفت ایران بشود. دو کشور اسراییل و افریقای جنوبی، دو کشوری بودند که از ایران نفت می‌خریدند و با ناآرامی‌ها در ایران، دچار دشواری‌های فراوانی شدند. افریقای جنوبی ۹۰٪ از نفت خود را از ایران می‌خرید و اسراییل ۶۰٪ از نفت مورد نیاز خود را از ایران وارد می‌کرد. افریقای جنوبی برای دوسال نفت ذخیره کرده بود ولی اسراییل ذخیره نفتی نداشت. قرار بر این شد که در این اوضاع درهم، اسراییل از مکزیکو و انگستان نفت نورد نیاز کشور را فراهم نماید.

موضوع مورد گفتگوی دیگر، امینت عربستان سعودی بود. نخست وزیر انگلستان کالاهان گفت که امکان سرنگونی پادشاهی سعودی از سوی فلسطینی‌ها می‌رود. جیمی کارتر گفت که او خطری برای عربستان نمی‌بیند، یکم میان عربستان سعودی و مصر پیوندهای نزدیکی وجود دارد و ارتش مصر برای برقراری امنیت در عربستان سعودی به آن کشور لشکر خواهد کشید. دوم اینکه در امریکا صد هزار سرباز به حال آماده باش هستند که هر گاه نیازی به آنان شد، بی درنگ سه سوی عربستان سعودی پرواز کنند.

در روز سوم کنفرانس درباره وضعیت سیاسی در ترکیه، جنوب شرقی آسیا و افریقا گفتگو شد. سپس شرکت کنندگان در کنفرانس گوادالوپ برآن شدند که هیچ تصمیمی گرفته نشود و از آنجا که گفته شد که کنفرانس گوادالوپ غیر رسمی است هیچ گونه اعلامیه‌ای درباره کنفرانس به روزنامه‌ها داده نشود.

هم زمان با کنفرانس گوادالوپ

در روز ۴ ژانویه ویلیام سالیوان[۵] سفیر امریکا در تهران به کاخ سعدآباد به پیشگاه شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شرفیاب شد. سالیوان به آگاهی شاهنشاه رسانید که دولت امریکا برنامه دارد که با خمینی مستقیم به گفتگو بنشیند. شاهنشاه گفتند که ایشان مخالفتی ندارند اگر دولت امریکا می‌خواهد که با خمینی تماس برقرار سازد. پس از گفتگوی سالیوان با شاهنشاه، سالیوان تلفنی گفتگوهای خود را با اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به آگاهی سایروس ونس وزیر خارجه امریکا[۶] که در این زمان در گوادلوپ بود رسانید. سایروس ونس گروهی از سفیران پیشین امریکا به ریاست تئودور ال. الیوت را برگزیده بود تا به پاریس پرواز کنند و با خمینی به معامله بنشینند. تئودور الیوت زبان پارسی را خوب می‌دانست و او قرار شد که خمینی را متقاعد کند که در فرانسه بماند تا شاپور بختیار زمان بیابد و کشور را آرام سازد و اقتصاد را دوباره به راه اندازد. ولی از آنجا که سران کشورها نتوانستند با یکدیگر توافق کنند که امریکا نخست با خمینی از در معامله درآید و یا فرانسه، سفر این گروه از میان برداشته شد.

سه روز پس از کنفرانس گوادالوپ جیمی کارتر تلفنی به آگاهی پرزیدنت فرانسه ژیسکاردستن رسانید که او موافق است که نخستین گام را فرانسویان در معامله با خمینی بردارند. سایروس ونس نیز به آگاهی سالیوان در تهران رسانید که فرانسویان با خمینی به گفتگو خواهند نشست. بی درنگ سالیوان از زور عصبانیت فریاد کشید و گفت که او در تهران با خمینی چیان تماس برقرار کرده است و او آرشیتکت پیوند نوین ایران و ایالات متحده امریکاست و کارتر نمی‌تواند او را از گفتگو و معامله با خمینی چیان بازدارد و فرانسویان نباید در این کار مداخله کنند. جیمی کارتر از سوی دیگر نیز از خودرایی سالیوان خشمگین شد که بدون آگاهی وی با خمینی چیان به گفتگو نشسته است، بدین روی کارتر بی درنگ به سالیوان دستور داد که به واشنگتن برگردد. سایروس ونس میانجیگری کرد و جیمی کارتر را آرام نمود.

در روز ۱۴ ژانویه ۱۹۷۹ جیمی کارتر برآن شد که سالیوان در تهران بماند و وارن سیمرمَن[۷] مشاور سیاسی سفارت امریکا در فرانسه با ابراهیم یزدی در نوفل لوشاتو تماس بگیرد. ابراهیم یزدی درباره گفتگویش با سیمرمن در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۸ میلادی چنین گفت:

برداشت من از گفتگو با سیمرمن این بود که امریکاییان از آنچه در ایران می‌گذرد آگاهی ندارند. به باور من، امریکاییان می‌پنداشتند که شاه می‌تواند بر سر قدرت بماند. هر گونه تغییری یا رفرمی می‌تواند زیر رهبری شاه انجام پذیرد. امریکاییان نگران این بودند که اگر شاه از ایران بیرون برود یک خلاء قدرت پیدا خواهد شد و آنها از خود می‌پرسیدند که چه کسی این خلاء را می‌بایستی پُر نماید. سپس امریکاییان تصمیم گرفتند که شاه از ایران باید بیرون رود و شاپور بختیار نخست وزیر شود. ارتش شاهنشاهی باید که در انقلاب شرکت نماید و در درازای انقلاب برای خود نقشی بیابند. برژینسکی[۸] مشاور امنیتی کارتر بر این عقیده بود که پس از بیرون رفتن شاه از کشور ایران، از به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در ایران تنها زمانی می‌شود جلوگیری کرد که ارتش و ملایان با یکدیگر همکاری کنند. برژینسکی باور داشت که ملایان ضد کمونیست هستند و ارتش شاهنشاهی نیز ضد کمونیست آموزش دیده است. ملایان می‌توانند مردم را برانگیزانند و به خیابان‌ها بیاورند و ارتش می‌تواند آشوب‌ها را سرکوب کند. همکاری میان ارتش و ملایان می‌تواند، جلوی به قدرت رسیدن کمونیست‌ها را بگیرد. امریکاییان عقیده داشتند که ارتش شاهنشاهی پس از پیروزی انقلاب، سهم خود را از قدرت سیاسی بگیرند ولی زمانی می‌توانند سهیم باشند که در انقلاب شرکت کنند.

در گفتگوی میان وارن سیمرمن و ابراهیم یزدی و خطر به دست گرفتن قدرت از سوی کمونیست‌ها از واقعیت به دور نبود. در ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷ سه روز پیش از گفتگو میان وارن سمیرمن و ابراهیم یزدی سفارت شوروی در امریکا اناتولی فیودورویچ دوبرینین[۹] سفیر آلمان غربی در واشنگتن برن فون اشتادن[۱۰] را ناهار به منزل خود فراخواند. دوبرینین درباره دستاوردهای کنفرانس گوادالوپ از سفیر آلمان پرسش‌هایی کرد و گفت آنچه که به ایران مربوط می‌شود، نخست به قرارداد دوستی میان ایران و شوروی که در سال ۱۹۲۱ بسته شده است برگردید. این قرارداد به شوروی اختیار می‌دهد که اگر زمانی ایران از سوی کشور سومی مورد تجاوز قرارگیرد، ارتش شوروی وارد ایران خواهد شد. اگر غرب حمله نظامی به ایران بکند، ارتش شوروی نیز به ایران حمله خواهد کرد. این آگاهی که به سفیر آلمان غربی در واشنگتن داده شد، سفیر آلمان غربی آن را به دولت آلمان غربی گزارش کرد و دولت آلمان غربی نیز به دولت آمریکا گزارش داد. یعنی حمله نظامی امریکا به ایران انجام ناپذیر بود. پس از هشدار سفیر شوروی و اینکه از سوی امریکا و غرب حمله‌ای به ایران به هیچ روی انجام نخواهد شد، از سوی کمونیست‌های ایران که پیرامون خمینی در فرانسه بودند به آگاهی وی رسانده شد.

در روز ۷ دی ماه ۱۳۵۷ فرمان نخست وزیری بختیار داده شد و شاپور بختیار به گردآوری کابنیه و نوشتن برنامه نخست وزیری اش پرداخت.[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]

در روز ۱۱ دی ماه [[مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۴ دو روز پس از معامله وارن سیمرمن با ابراهیم یزدی، اعلیحضرت همایون شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران به همراه شهبانو فرح پهلوی از فرودگاه مهرآباد به سوی قاهره پرواز کردند. جیمی کارتر پنداشت که شاهنشاه و شهبانو به امریکا پرواز خواهند کرد. در روز ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ برابر با ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ فرمان نخست وزیری شاپور بختیار از سوی شاهنشاه داده شد. مجلس شورای ملی در جلسه روز سه شنبه بیست و هفتم دی ماه ۱۳۵۷ پس از طرح برنامه دولت و استماع بیانات آقای نخست وزیر و موافقت بااجرای متن برنامه به اکثریت ۱۴۸ رأی از ۲۰۵ نفر عده حاضر، به دولت آقای شاپور بختیار ابراز رأی اعتماد نمود[۱۵].

وضعیت ایران پس از کنفرانس گوادالوپ

ژیسکاردستن از پرزیدنت کارتر رییس جمهور امریکا،

پانویس

  1. James Callaghan, British Prime Minister
  2. Stragetic Arms Limitation Talks (SALT)
  3. General Robert E. Huyser
  4. Michel Poniatowski, Speicial Envoy French President
  5. William H. Sullivan, American Ambassador in Iran
  6. Cyrus Vance, Foreign Minister United States of America
  7. Warren Zimmermmann, Political Adviser US Embassy France
  8. Zbigniew Brzezinski Security Adviser to Jimmy Carter
  9. Anatoly Fjodorowitsch Dobrynin, Soviet Ambassador to United States of America
  10. Berndt von Staden, Deutscher Botschafter in den USA
  11. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۴
  12. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۵
  13. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۶
  14. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۷ دی ۱۳۵۷ نشست ۲۰۷
  15. تصمیم قانونی دایر به‌ابراز رای‌اعتماد به دولت جناب آقای شاپور بختیار نخست‌وزیر