فخرالدین عراقی (غزلیات)/عراقی بار دیگر توبه بشکست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فخرالدین عراقی (غزلیات) (عراقی بار دیگر توبه بشکست) از فخرالدین عراقی |
' |
| عراقی بار دیگر توبه بشکست | ز جام عشق شد شیدا و سرمست | |
| پریشان سر زلف بتان شد | خراب چشم خوبان است پیوست | |
| چه خوش باشد خرابی در خرابات | گرفته زلف یار و رفته از دست | |
| ز سودای پریرویان عجب نیست | اگر دیوانهای زنجیر بگسست | |
| به گرد زلف مهرویان همی گشت | چو ماهی ناگهان افتد در شست | |
| به پیران سر، دل و دین داد بر باد | ز خود فارغ شد و از جمله وارست | |
| سحرگه از سر سجاده برخاست | به بوی جرعهای زنار بربست | |
| ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد | که دل را در سر زلف بتان بست | |
| بیفشاند آستین بر هردو عالم | قلندوار در میخانه بنشست | |
| لب ساقی صلای بوسه در داد | عراقی توبهی سیساله بشکست |