الگو:نوشتار برگزیده

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ آوریل ۲۰۱۳، ساعت ۱۲:۴۴ توسط Bellavista (گفتگو | مشارکت‌ها) (اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح سجاوندی، اصلاح ارقام)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی در میان مشروطه‌خواهان

انقلاب مشروطه - از استبداد صغیر تا فتح تهران با آغاز قرن بیستم، در تاریخ ایران دوره نوینی گشوده شد. در اروپا در قرن نوزدهم دولت‌های ملی بر سرکار آمدند که با قانون اساسی، قدرت مطلقه حکمران را محدود ساختند. آرمان در پس این جنبش‌ها این بود که قدرت ازآنِ ملت است. ملت نمایندگانش را برمی گزیند و به پارلمان می‌فرستد، پارلمان قوانین را می‌نویسد و تصویب می‌کند تا دولت آن را به اجرا درآورد. دیده‌بانی و اجرای قوانین تصویب شده پارلمان بر عهده دادگاه‌های آزاد بدون وابستگی است. این اندیشه نیز میان ملت ایران جا باز کرد و برای بدست آوردن آن، جنبش مشروطه پدید آمد. با بست‌نشینی و دست از کار کشیدن و گفتگوها، سرانجام مظفرالدین شاه پذیرفت که برقراری مشروطه در ایران، راه درستی برای اداره کشور و گشودن راه آینده روشن برای ملت ایران است. مظفرالدین شاه در روز چهاردهم امرداد ماه ۱۲۸۵ بر فرمان مشروطیت دستینه نهاد و ایران در شمار کشورهای با قانون اساسی و سلطنت پارلمانی قرار گرفت. پس از درگذشت مظفرالدین شاه، مبارزه بر سر قدرت میان مشروطه‌خواهان و بدخواهان مشروطه یعنی مشروعه‌خواهان آغاز شد. مشروعه می‌گوید که ایران کشور اسلامی است و باید بر پایه شریعت اداره شود. هم‌چنان که شیخ فضل‌الله نوری گفت: مشروطه با "شریعت" سازگار نیست زیرا که مشروطه به معنای دموکراتی و آزادی است ولی اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر اراده الله است. با اینکه بیشتر ملایان و علمای نجف پشتیبان مشروطه بودند و تضادی میان اسلام و مشروطه ندیدند، محمدعلی شاه با کمک دولت روسیه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و بست و سپس مشروطه‌خواهان را دستگیر کرد و به دار آویخت و جنگ یازده ماهه‌ای را در ایران به راه‌انداخت. در این جنگ چالش بر سر اسلام نبود زیرا مسلمان علیه مسلمان می‌جنگید، این برادرکشی بر سر قدرت بود. در گام نخست محمدعلی شاه با یاری دولت روسیه در برچیدن مشروطه در تهران و اسپهان و گیلان و دیگر استان‌ها و شهرهای ایران پیروز شد. تنها در تبریز مشروطه برجای ماند. جنگ محمدعلی شاه با مجاهدین و فداییان آذربایجان، هر دو سوی جنگ را فرسوده کرد و تنها سودبرنده در این میان دولت روسیه بود که ارتشش را در مرز جلفا مستقر کرد و سپس شمال ایران را اشغال کرد. محمدعلی شاه دریافت که علیه مشروطه‌خواهان نمی‌تواند پیروز شود و سرانجام اعلام کرد که حکومت ایران مشروطه و سلطنت پارلمانی است. سپس کمیسیونی برپا شد تا قانون انتخابات نوینی را بنویسد. این قانون نوین انتخابات، دیگر بر پایه طبقه‌های اجتماعی نبود بلکه هر ایرانی می‌توانست خود را کاندیدای نمایندگی کند و در انتخابات شرکت نماید. در درازای این زمان، ارتش روسیه در شمال ایران کشتار و چپاول می‌کرد و محمدعلی شاه در برابر این بیداد خاموش ماند. مشروطه‌خواهان می‌دانستند پیش‌نیاز بیرون آمدن از زیر زنجیر بندگی روسیه، سرنگونی محمدعلی شاه است. بنابراین سردار اسعد بختیاری که در اسپهان بود با محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در گیلان، برآن شدند که به تهران بتازند. با ورود لشکر گیلان و بختیاری، لیاخوف تسلیم شد و محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناه برد. با برقراری کمیسیون عالی گفتگوهایی با سفیر روسیه و سفیر انگلیس و عضدالملک رییس ایل قاجارانجام یافت و قرار بر آن شد که محمدعلی شاه از ایران بیرون رود و سالانه صدهزار تومان از سوی دولت به وی پرداخت شود. احمد میرزا پسر سیزده ساله محمدعلی شاه به پادشاهی و عضدالملک نایب‌السلطنگی برگزیده شدند. با قانون نوین انتخابات، مجلس شورای ملی دوره دوم قانونگذاری در روز ۲۴ آبان ماه ۱۲۸۸ گشوده شد. جنبش مشروطه بر نیروهای استعماری روسیه و انگلستان در ایران و دشمنان آزادی و عدالت به سرکردگی شیخ فضل‌الله نوری با توان و پایداری خود پیروز شد. تاریخ انقلاب مشروطه نشانگر این است که ایرانیان خود بدون وابستگی به بیگانگان، از کشور ایران می‌توانند کشوری آزاد با حکومتی سکولار بسازند. انقلاب مشروطه پایه‌های ایران نوین و پیشرفته را بنیاد نهاد. این نوشتار را بخوانید