دیوان شمس/شب دوشینه ما بیدار بودیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (شب دوشینه ما بیدار بودیم) از مولوی |
' |
| شب دوشینه ما بیدار بودیم | همه خفتند و ما بر کار بودیم | |
| حریف غمزه غماز گشتیم | ندیم طره طرار بودیم | |
| به گرد نقطه خوبی و مستی | به سر گردنده چون پرگار بودیم | |
| تو چون دی زادهای با تو چه گویم | که با یار قدیمی یار بودیم | |
| مثال کاسههای لب شکسته | به دکان شه جبار بودیم | |
| چرا چون جام شه زرین نباشیم | چو اندر مخزن اسرار بودیم | |
| چرا خود کف ما دریا نباشد | چو اندر قعر دریابار بودیم | |
| خمش باش و دو عالم را به گفت آر | کز اول گفت بیگفتار بودیم |