الگو:نوشتار برگزیده
محمدرضا شاه پهلوی آریامهر - زادروز آریامهر شاهنشاه ایران و والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی را به علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی و همه ایرانیان تهنیت می گوییم - اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ میلادی در تهران زاده شد. وی فرزند رضا خان یکی از افسران قزاق بود. زاده شدن محمدرضا در سختترین شرایط ایران بود که کشوری نابسامان و از هم پاشیده گردیده بود. در شمال ایران نیروهای روسیه و در جنوب ایران نیروهای انگلیسی قدرت را در دست داشتند. حکومت مرکزی وجود نداشت. یاغیان و چپاولگران به راهزنی مشغول بودند. سران ایلها تا بن دندان مسلح بودند. شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران با شرایط عقبافتاده در افغانستان یکسان بود. بزرگترین چرخش در کودکی محمدرضا، نخستوزیری و سپس با تصمیم مجلس شورای ملی پادشاه شدن پدرش رضا شاه بود. این رویدادها برای محمدرضای کودک، ولیعهد شدن او را در سن شش سالگی و پادشاه شدن او را در بیست و دو سالگی به ارمغان آورد. محمدرضا پهلوی ولیعهد مسولیتهایی که از کودکی بر عهده او گذاشته شد با جدیت بردوش گرفت. در شش سالگی اونیفورم نظامی برتن کرد و دوره دبستان را با برنامهای سنگین به پایان رساند. در دوازده سالگی به دبیرستان شبانهروزی در سویس فرستاده شد. هفده سالگی به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. نوزده ساله بود که با همسری که پدرش برایش انتخاب کرده بود فوزیه ازدواج کرد و همگام با پدر تاجدارش رضا شاه در بنیان و پیشبرد ایران نوین کوشش کرد.
چرخش دوم در زندگی محمدرضا ولیعهد ایران به سال ۱۳۲۰ رخ داد. ایران دوباره به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا اشغال شد. رضا شاه را دولتهای شوروی و بریتانیا مجبور به کنارهگیری از سلطنت کردند و به تبعید فرستادند. محمدرضا پهلوی ولیعهد پس از کنارهگیری پدرش در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ در گیرودار جنگ جهانی دوم برپایه اصل ۲۹ متمم قانون اساسی مشروطه پادشاه ایران شد و در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی خورد و آن را امضا کرد.
محمدرضا در شرایط بسیار دشوار ایران به دنیا آمد، فقر و گرسنگی و قحطی همه جا را فرا گرفته بود. بیماریهای واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتبهایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. سال ۱۲۹۷ خورشیدی جنگ جهانی اول به پایان رسید ولی جنگ در ایران ادامه یافت. ارتش روسیه که در ایران بود منحل شد و از ایران خارج شد و تمامیت ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را تسخیر کنند. ارتش سرخ شوروی منابع باکو را از تصرف قوای انگلیس درآورد و به شمال ایران گیلان و آذربایجان و کردستان حمله کرد.
۱۷ امرداد ۱۲۸۹ دولت انگلیس در زمان نخست وزیری وثوقالدوله قراردادی با ایران امضا کرد که بر پایه آن کشور ایران به گونهای مستعمره تحتالحمایه انگلیس شد. در چهارچوب این قرارداد احمد شاه و وثوقالدوله و نمایندگان مجلس حقوق بگیران دولت انگلیس شدند. سوم اسفند ۱۲۹۹ سیدضیا طباطبایی و رضا خان میرپنج با دوهزار و پانصد سرباز نقطههای استراتژیک تهران را در دست گرفت و کابینه سپهدار اعظم سقوط کرد. ۶ اسفند ۱۲۹۹ به فرمان احمدشاه سیدضیا رییس دولت شد و مجلس شورای ملی دوره چهارم تشکیل شد. رضا خان میرپنج در ۷ اسفند به فرمان احمدشاه سردارسپه شد و فرمانده کل قوای قزاق شد. ۷ اسفند ۱۲۹۹ هیات وزیران قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس را که در کابینه وثوقالدوله به تصویب رسیده بود لغو کرد. ۸ اسفند ۱۲۹۹ عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه بسته شد.
۴ اردیبهشت ۱۳۰۰ در کابینه سیدضیا رضا خان سردار سپه به عنوان وزیر جنگ برگزیده شد و ماموریت سردارسپه ایجاد یک ارتش با بهم پیوستن قوای قزاق و ژاندارمری بود. کابینه سیدضیا پس از سه ماه برکنار شد و ۲ آبان ۱۳۰۰ قوامالسطنه مامور تشکیل کابینه شد. و رضا خان سردار سپه در مقام وزیر جنگ باقی ماند. عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه در ۲۳ آذر ۱۳۰۰ به تصویب مجلس شورا ملی رسید.
۳۰ خرداد ۱۳۰۰ به دستور سردار سپه یاغیان گیلان سرکوب شدند و سردار سپه قوای میرزا کوچک خان و ارتش سرخ ایران را شکست سختی داد و میرزا کوچک خان جنگلی فراری شد و ۷ تیر ۱۳۰۰ نامه وی به لنین که درخواست پشتیبانی بیشتر کرده بود در روزنامهها چاپ شد. سردار سپه نیروی هزار نفری کمونیست که دوباره حمله به گیلان را آغاز کرده بود شکست داد و ۲۵ تیر ۱۳۰۰ آشوب طلبان فارس قلع و قمع شدند و در فارس آرامش برخوردار شد. ستون نظامی که به دستور سردار سپه به کردستان رفته بود آشوبگران را درهم شکست و امنیت و آرامش در آن سامان برقرار شد. در درازای مجلس چهارم و آشوب و نابسامانی در کشور، مشیرالدوله ، قوامالسلطنه و مستوفیالممالک نخستوزیر شدند و سردار سپه در همه کابینهها در مقام وزیر جنگ باقی ماند. در بهمن ۱۳۰۰ سردار سپه با قوای نظامی شورشیان خراسان را سرکوب کردند و سران شورش را چون شیخ علیاکبر تربتی را دستگیر و زندانی کردند و با یاغیان، ایل نشنیان، خیانتکاران با پشتیبانی ارتش سرخ و دیگر مزدوران که برای جداسازی استانهای گوناگون برای خود ارتش ساخته بودند میجنگید و آرامش را در ایران برقرار کرد. پایان این جنگهای داخلی علیه یاغیان و مزدوران با شیخ خزعل که زیر پشتیبانی مستقیم انگلستان و با ساز و برگ بیست هزار تن جنگنده و با همکاری امیر مجاهد بختیاری، پانزده هزار تفنگچی بختیاری به همراهی سران ایلهای قشقایی و ممسنی و بویراحمدی بود. سردار سپه شورشیان را شکست داد و شیخ خزعل درخواست بخشش کرد.
شش سال نخسین کودکی محمدرضا سراسر با آشوبها و جنگهای داخلی سپری شد و از همان سن آموخت که ارتش مهمترین نقش را در یکپارچگی کشور بازی میکند. درکنار پیروزیها، محمدرضا شاهد شکست سیاسی پدر خود نیز بود که همان شکست در اعلام جمهوری در ایران بود.
۴ آبان ۱۳۰۲ رضاخان به فرمان احمد شاه به ریاست وزرا (نخستوزیری) برگزیده شد. آیتاللهها نتوانستند از بنیان ایران نوین و مدرن به دست نخست وزیر رضا خان جلوگیری کنند و نخستین گام در راه ایران نوین تغییر تقویم تازی به گاهنامه ایرانی جلالی بود. با قانون اوزان و مقیاسها از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۰۴ شمسی سیستم متریک در ایران آورده شد. ۱۴ خرداد قانون ثبت احوال به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون هر ایرانی میباید نام خانوادگی برای خود برگزیند و در دفترهای ویژه ثبت احوال مشخصات خود را ثبت کند. نخستوزیر رضاخان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید و پس از آن محمدرضا، محمدرضا پهلوی نامیده شد
در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. تعیین تکلیف حکومت قطعی به تصمیم مجلس موسسان بستگی داشت. ۱۵ آذر ۱۳۰۴ نخستین مجلس موسسان در دروه مشروطیت ایران برای تعیین سرنوشت کشور و با شرکت همه نمایندگان برگزیده ملت ایران تشکیل شد. مجلس موسسان پس از پنج جلسه در ماده واحدهای اصول چهارگانه ۳۶ و ۲۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی را اصلاح کرد و سلطنت ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد. بنابر قانون اساسی و به فرمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در روز ۲۶ آذر ۱۳۰۴ محمدرضا ولیعهد ایران شد. با ولیعهد شدن محمدرضا پهلوی دوره کودکی او نیز به پایان رسید.
دو روز پس از انتصاب به مقام ولیعهدی ایران محمدرضا پهلوی اونیفورم نظامی بر تن کرد و به مدرسه با برنامه درسی ویژه نظام رفت. آموزش نظامی بخشی از درسهای مدرسه بود و همه دانشآموزان میبایستی با اونیفورم نظامی در کلاسها شرکت کنند. ولیعهد به همراه بیست تن از شاگردان دیگر که فرزندان کارمندان کشوری و لشکری بودند به کلاس اول دبستان رفت. افزون بر درسهای مدرسه نظام ولیعهد آموزگار سرخانه نیز داشت. خانم ارفع فرانسوی که شوهرش ایرانی بود به ولیعهد ایران نیز زبان، تاریخ و تمدن فرانسه و انقلاب فرانسه را میآموخت. پس از پایان رساندن دوره شش ساله دبستان والاحضرت محمدرضا پهلوی برای ادامه تحصیلات در ۱۲ شهریور ۱۳۱۰ به همراهی برادرش علیرضا و مهرپور تیمورتاش پسر وزیر تیمورتاش و حسین فردوست به دبیرستان لورزه در کشور سوییس فرستاده شد. درکنار درسهای دبیرستان لورزه در سویس ولیعهد باید آموختن زبان پارسی و درسها به زبان را نیز ادامه دهد. آقای مستشار آموزگار زبان پارسی نیز ولیعهد را در این سفر همراهی کرد. ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۵ والاحضرت ولیعهد محمدرضا پهلوی پس از پنج سال به ایران باز گشت و در بندر پهلوی از کشتی پیاده شد و رضا شاه و همه اعضای خانواده همگی برای استقبال او جمع شدهبودند. ولیعهد چشمان خود را باور نداشت روزی که وی ایران را ترک کرد بندر انزلی یک ده کوچک ماهیگیری بود و اکنون پس از پنج سال به یک شهر مدرن زیبا و آباد بندر پهلوی تبدیل شده بود. همانگونه که بندر پهلوی تغییر پیداکرده بود چهره ایران نیز دگرگون شده بود. ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ قانون کاپیتولاسیون لغو شده بود و در ایران برای نخستین بار قانون مدنی نوشته شده بود و اجرا میشد. سیستم آموزش و پرورش بوجود آمده بود و دانشگاه تهران بنیان گزارده شده بود. کشور در راه صنعتی شدن بود و قرارداد نفت دارسی لغو شده بود و امتیاز نفتی نوینی به شرکت نفت انگلیس و ایران داده شده بود که به قرارداد ۱۹۳۳ نام گرفت. بزرگترین تغییر اجتماعی کشف حجاب بود که پدر تاجدارش رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ چادر تاریکی و نادانی را از سر زنان ایران برداشت. ۹ مهر ماه ۱۳۱۵ مراسم جشنی برای نامزدی شاهدخت شمس پهلوی با آقای فریدون جم و نامزدی شاهدخت اشرف پهلوی با آقای علی قوام برپا شد. ۱۱ مهر ۱۳۱۵ ولیعهد محمدرضا پهلوی نحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه افسری آغاز کرد که بر پایه دانشکده فرانسوی نظامی سان سیر ساخته شده بود. یادگیری فنون و انضباط نظامی و درونمایه درسی و برنامه آموزشی دانشکده افسری دو سال به درازا کشید و سپس نوبت به دوره فرماندهی رسید. در کنار درسهای دانشگاه، رضا شاه همواره ولیعهد محمدرضا را در بازدیدهای رسمی با خود میبرد. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۱۷ تونل کندوان در راه تهران - چالوس به دست رضا شاه و حضور ولیعهد گشایش یافت. کارخانه هواپیماسازی شهباز مورد بازدید رضا شاه و ولیعهد قرارگرفت و نخستین هواپیماهای ساخت ایران در رژه سوم اسفند ۱۳۱۶ برفراز آسمان تهران پرواز کرده بود. بالاترین تجربه ولیعهد محمدرضا پهلوی در انجام مسولیتها روز گشایش راهآهن بخشی از راهآهن سراسری ایران به همراه پدرش رضا شاه بود. هزینه نخستین بخش پایساخت و زیربنای راهآهن ایران با بستن دو ریال مالیات بر هر یک من (سه کیلو) قند و هر یک کیلو چای فراهم آمده بود ۵ خرداد ۱۳۱۷ وزارت دربار نامزدی ولیعهد ایران با شاهزاده خانم فوزیه فرزند اعلیحضرت ملک فواد و خواهر ملک فاروق را اعلام کرد.
۳۱ شهریور ۱۳۱۷ محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران از دانشکده افسری با درجه ستوان دومی فارغالتحصیل شد و دانشنامه خود را از دست پدرش رضا شاه پهلوی دریافت کرد.
۲۴ اسفند ۱۳۱۷ جشن ازدواج والاحضرت ولیعهد ایران و شاهزاده خانم فوزیه در کشور مصر در کاخ سلطنتی عابدین مصر برگزار شد.
جنگ دوم جهانی در ۹ شهریور ۱۳۱۸ با حمله ارتش آلمان به لهستان آغاز شد. ۱۲ شهریور ۱۳۱۸ نخستوزیر محمود جم بیطرفی ایران را در جنگ اعلام کرد. روز ۳ آبان ۱۳۱۸ اعلیحضرت رضا شاه در بیانات خود در گشایش مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوازدهم چنین گفت:
موضوعی که موجب تاسف خاطر ما گردیده وقوع جنگ در اروپاست، اگرچه ما در این جریان سیاست بیطرفی کامل را اختیار کردهایم، ولی دوام جنگ از لحاظ مادی و اقتصادی موجب زیان همه ملتها است، به همین جهت آرزومندیم که هر چه زودتر صلح در جهان برقرار شود.
در این لحظه هیچکس نمیتوانست بیاندیشد که این جنگ پیامآور رویدادهای غمانگیز برای ایران و ملت ایران باشد. نخستین نشانهای جنگ در ایران آشکار شد، دولت انگلیس کشتیهایی که حامل کالاهای خریداری شده دولت شاهنشاهی ایران از کشور آلمان بود متوقف کرد. این کشتیها باربر تولیدات آلمانی چون ماشینآلات و دیگر ابزارهای فنی به ایران بودند و دولت انگلیس همه تولیدات آلمانی را ضبط کرد. در کنار این سختیها ساختن ایران نوین همچنان ادامه داشت، نخستین سرشماری تهران و حومه در ۴ بهمن به فرمان رضا شاه آغاز شد و وزارت کشور روز دهم اسفند را روز سرشماری و تعطیل اعلام کرد، هم چنین تاسیسات و ساختمان بندرنوشهر آماده بهرهبرداری شد. در روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۱۹ فرستنده رادیو ایران به دست والاحضرت ولیعهد محمدرضا پهلوی گشایش یافت و خبر آن ساعت هفت و پانزده دقیقه شامگاه به پنج زبان از فرستنده رادیو ایران به سراسر جهان اعلام شد.
پس از این که دولت از اشغال ایران به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا نتوانست جلوگیری کند و روشن شد که ارتش این دو کشور برای مدت درازی در ایران خواهند ماند مهمترین هدف سیاسی محمدرضا شاه پهلوی حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران بود. شاهنشاه دوراندیش و نخستوزیرش محمدعلی فروغی که سیاستمدار کهنهکار و زیرکی بود، بر این عقیده بودند که یک قرارداد با نیروهای اشغالی باید بسته شود تا وضعیت ایران اشغالی را روشن کند و اداره کشور را از دست ارتش اشغالگر بریتانیا و شوروی دربیاورد. تنها امضای یک قرارداد با متن زیرکانه میتوانست ایران را مصون سازد. سرانجام مذاکرات دولت ایران با اشغالگران ایران بریتانیا و شوروی قرارداد بین دولت شاهنشاهی ایران و دولتهای اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان بود. متن پیمان سه دولت روز پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۲۰ ساعت ۱۸ و ۱۵ دقیقه در کاخ وزارت امور خارجه امضا شد و به توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی رسید. در فصل نخست آن آمدهاست که اشغالگران بریتانیا و شوروی مشترکاً و هر یک منفردا تعهد میکنند که تمامیت خاک ایران و حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم بدارند.
۵ مهر ۱۳۲۰ میسیونهای ارتش امریکا در تهران مستقر شد. پشتیبانیهای نظامی آمریکا به شوروی آغاز شد. مهندسین آمریکایی بندر خرمشهر و راههای گوناگون در سراسر ایران ساختند، در آبادان کارخانه هواپیماسازی و کامیونهای باری، و همچنین کارخانه اتومیبل سازی فورد براه انداختند. مهر ۱۳۲۱ ارتش آمریکا یکان نظامی خلیج فارس را بوجود آورد با ۳۰۰۰۰ مهندس، کارشناسان راهآهن و سربازان تا پرشین کریدور یا شاهراه ایران را راهاندازی کنند. آمریکاییها ماهانه ۱۰۰،۰۰۰ تن اسلحه، هواپیما، کامیونهای باری، مواد غذایی، پوشاک و دارو به ارتش سرخ میرساندند که پیروزی ارتش سرخ را در علیه ارتش آلمان تضمین کرد.
برخلاف پیمانی که بین دولت شاهنشاهی ایران و دو دولت اشغالگر شوروی و بریتانیا بسته شده بود، نه تنها ارتش شوروی دامها و تولیدات کشاورزی ایران را برای تغذیه سربازان خود به شوروی برد بلکه دولت شوروی در مسایل داخلی ایران پیوسته دخالت کردند و ۱۰ مهر ۱۳۲۰ با پشتیبانی و حمایت مالی و سیاسی دولت اشغالگر شوروی حزب توده ایران جانشین حزب ممنوعه کمونیست ایران را بنیان کردند....
در دوره فترت مجلس سیزدهم و چهاردهم از ۶ آذر ۱۳۲۲ پس از پیروزی ارتش سرخ شوروی بر ارتش آلمان در استالینگراد، بنا به پیشنهاد استالین تهران برای بررسی دستاوردهای مشترک جنگی و هماهنگ ساختن تلاشهای آینده برگزیده شد. کنفرانس تهران با حضور استالین، چرچیل و روزولت در تهران برای چهار روز برگزار شد و محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران به این کنفرانس دعوت نشد. ولی پادشاه ایران با یک یک سران سه کشور دیدار و گفتگو کرد. سرانجام کنفرانس تهران برای ایران با دوراندیشی شاهنشاه و گفتگوهای وی با سران سه کشور اعلامیه سه دولت امریکا بریتانیا و شوروی در کنفرانس تهران راجع به ایران دادند که تمامیت ارضی ایران را محترم میشمارند و ایران پشتیبانی اقتصادی برای جبران آسیبهای جنگ دریافت خواهد کرد.
مجلس چهاردهم یک از جنجالیترین دورههای مجلس شورای ملی ایران شد در این دوره نه تن از نمایندگان حزب توده و محمد مصدق که بیست و دو تن (پس از جندی سی و دو تن) را دور خود گردآورده بود و به نام نمایندگان اقلیت شناخته شده بودند به مجلس راه یافتند. کوشش محمد مصدق یا گروه اقلیت و حزب توده به آشوب کشیدن نشستهای مجلس شورای ملی و براه انداختن تظاهرات خیابانی و میتینگها در تهران و برخی از شهرستانها تنها برای ایجاد تشنج در ایران بود. محمد ساعد، مرتضیقلی بیات ، ابراهیم حکیمی، محسن صدر و ابراهیم حکیمی پنج نخستوزیر و پنج دولت یکی پس از دیگری روی کار آمدند. بزرگترین مشکل این زمان میان ایران و شوروی، دادن امتیاز بهرهبرداری از منابع نفت شمال به شوروی بود....
پس از پانزده سال که از انقلاب شاه و مردم گذشت، شاهنشاه آریامهر برنامه رفورم والای دیگری برای بیست سال آینده ایران با آرمان به سوی تمدن بزرگ برنامهریزی کرده بودند. به سوی تمدن بزرگ فرنامی است که اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در نوروز سال ۱۳۵۵ از آن برای اشاره به پیشرفتهای جاری و برنامههای آینده ایران استفاده کردند و برنامهها و آرمانهای خود را برای ایران و مردم ایران در کتاب به سوی تمدن بزرگ برای مردم ایران بنگاشتند. شاهنشاه آریامهر افزون بر بیان پیشرفتهای کشور در درازای ۱۵ سال پس از انقلاب شاه و مردم در کتاب به سوی تمدن بزرگ که نشانگر آرمانها و آرزوها و ایدهآلهای شاهنشاه آریامهر برای ملتش بود به بیان چشمانداز خود در بیست سال آینده برای دگرگون ساختن ایران از یک کشور عقبمانده به یک کشور پیشرفته پرداختند که با اجرای برنامه عمرانی ششم درهای تمدن بزرگ برای ایرانیان گشوده خواهد شد. شاهنشاه در کتاب به سوی تمدن بزرگ این دورنما را چنین بیان کردند: ...تا سال۱۹۹۰ میلادی برابر با ۱۳۷۰ خورشیدی، ملت ایران استانداردهای رفاه اجتماعی و سطح زندگی و سطح پیشرفتی همانند اروپا در سال ۱۹۷۸ میلادی را خواهد داشت و ملت ایران تا سال۲۰۰۰ برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی در پیشرفتهای صنعتی و رفاه اجتماعی برابر با کشورهای فرانسه، انگلیس و ایتالیا خواهد بود. برنامهای با فرنام دور نمای اقتصادی و اجتماعی ایران، ۲۵۳۱ - ۲۵۵۱ طراحی و پایهریزی شد تا هدفهای تمدن بزرگ را به انجام برساند. در کتاب به سوی تمدن بزرگ شاهنشاه درباره ایران فردا مینویسند:
در ایران فردا، فقر و بیچیزی، بیسوادی، فساد، بهرهکشی (استثمار) و تبعیض وجود نخواهد داشت. خدمات بهداشت همگانی برای هر ایرانی بهترین درمان و بهداشت را به ارمغان میآورد. دانشآموزی برای هر ایرانی برای پرورش و نشان دادن استعدادها فراهم خواهد شد تا هر ذوق و شوقی در محیطی سالم و سازنده شکوفا شود. سیستم رفاه اجتماعی ضامن رفاه و امنیت زندگی هر ایرانی از زادروزش تا درگذشتش میباشد. دستمزدها و درآمدهای پرداختی همه نیازهای زندگی را برآورده میکند. هر ایرانی خانه و جای زندگی مناسب خواهد داشت. ایرانی دیگر با "گرسنگی" بیگانه خواهد شد. کارگران زن و مرد زیر قانون کار که بالاترین حقوق انسانی، اجتماعی و اقتصادی را برای آنها به ارمغان میآورد کار میکنند. اجتماع بر پایه همکاری و شراکت میچرخد و نه با رودرروییهای دشمنانه
سرانجام شاهنشاه آریامهر در پیامی به ملت ایران چنین آینده ایران و ایرانی را چنین میخواهند:
برای من چه انگیزهای در این راه به جز عشق به ایران و آرزوی شکوه و سرافرازی آن و تامین خوشبختی و رفاه هر چه بیشتر ملت ایران، میتواند وجود داشته باشد؟ رهبری ملتم در راه "تمدن بزرگ" برای من مقام یا اقتدار بیشتری ایجاد نمیکند، زیرا که مقام من، مقامی قابل ارتقا نیست. قدرت من نیز جه از نظر قانونی و چه از لحاظ پیوند روحی خاصی که با ملتم دارم، در بالاترین حدی است که میتواند در این کشور وجود داشته باشد. در عوض این امر برای من مستلزم کار طاقتفرسای شبانهروزی و تلاشها و کشمکشهای سنگین بینالمللی و رویارویی دایمی با تحریکات و توطئه دشمنهایی است که