انوری (مقطعات)/میر طغرل بمرد و من گفتم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (میر طغرل بمرد و من گفتم) از انوری |
' |
| میر طغرل بمرد و من گفتم | ملکالموت کار مردان کرد | |
| برهانید مردمان را زو | مردمی کرد و سخت نیک آورد | |
| قلتبانی که شصت سال بزیست | یک درم سنگ نان خویش نخورد | |
| به خدایی که کوه و دریا را | خازن در و لعل رخشان کرد | |
| که من از درد فرقت لب تو | آن کشید م که شرح نتوان کرد |