انوری (غزلیات)/ای پسر بردهی قلندر گیر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (ای پسر بردهی قلندر گیر) از انوری |
' |
| ای پسر بردهی قلندر گیر | پرده از روی کارها برگیر | |
| کفر و اسلام کار کس نکند | آشیان زین دو شاخ برتر گیر | |
| این دو معشوقهی دو قوم شدست | تو برو مذهب سه دیگر گیر | |
| پای دربند آن و این چه کنی | خودسری باش و کار از سر گیر | |
| رهبران تو رهزنان تواند | کم این مشتی احمق خر گیر | |
| پیش کین رهبران رهت بزنند | راه بتخانهای آزر گیر |