انوری (غزلیات)/ای غارت عشق تو جهانها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (ای غارت عشق تو جهانها) از انوری |
' |
| ای غارت عشق تو جهانها | بر باد غم تو خان و مانها | |
| شد بر سر کوی لاف عشقت | سرها همه در سر زبانها | |
| در پیش جنیبت جمالت | از جسم پیاده گشته جانها | |
| در کوکبهی رخ چو ماهت | صد نعل فکنده آسمانها | |
| نظارگیان روی خوبت | چون در نگرند از کرانها | |
| در روی تو روی خویش بینند | زینجاست تفاوت نشانها | |
| گویم که ز عشوهای عشقت | هستیم ز عمر بر زبانها | |
| گویی که ترا از آن زیان بود | الحق هستی تو خود از آنها | |
| تا کی گویی چو انوری مرغ | دیگر نپرد از آشیانها | |
| داند همهکس که آن چه طعنهست | دندانست بتا در این دهانها |