خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای ملک دلم خراب کرده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای ملک دلم خراب کرده) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای ملک دلم خراب کرده | در کشتن من شتاب کرده | |
| پیش لب لعلت آب حیوان | خود را ز خجالت آب کرده | |
| رخسارهی لاله و سمن را | از سنبل تر نقاب کرده | |
| جز زلف و رخت که دید روزی | شب سایهی آفتاب کرده | |
| پیرامن ماه خط سبزش | نقشیست ز مشک ناب کرده | |
| جعد تو نسیم صبحدم را | سرمایهی اضطراب کرده | |
| خون جگرم بغمزه خورده | بنیاد دلم خراب کرده | |
| ساقی غمت ز خون چشمم | می در قدح شراب کرده | |
| برآتش لعل آبدارت | خواجو دل و جان کباب کرده |