عطار (غزلیات)/درآمد دوش ترک نیم مستم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (درآمد دوش ترک نیم مستم) از عطار |
' |
| درآمد دوش ترک نیم مستم | به ترکی برد دین و دل ز دستم | |
| دلم برخاست دینم رفت از دست | کنون من بی دل و بی دین نشستم | |
| چو آتش شیشهای می پیشم آورد | به شیشه توبهی سنگین شکستم | |
| چو یک دردی به حلق من فرو رفت | من از رد و قبول خلق رستم | |
| ز مستی خرقه بر آتش نهادم | میان گبرکان زنار بستم | |
| چو عزم زهد کردم، کفر دیدم | به صد مستی ز کفر و زهد جستم | |
| پس از مستی عشقم گشت معلوم | که نفس من بت و من بت پرستم | |
| چه میپرسی مرا کز عشق چونی | همی هستم چنان کز عشق هستم | |
| چه دانم چون نه فانیام نه باقی | چه گویم چون نه هشیارم نه مستم | |
| چو در لاکون افتادم چو عطار | بلند کون بودم، کرد پستم |